تیتر یاب جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

گفتم پیری گفتم - جستجو

گفتم پیری گفتم از بین کلیه محتوا، اطلاعات و اخبار سایتهای مرجع جستجو و نتایج آن به صورت خلاصه و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید.



گفتم خدایا دلم گرفته؛ گفت از من؟

درخواست حذف اطلاعات

گفتم خدایا از همه دلگیرم؛ گفت حتی من؟گفتم خدایا چقدر دوری؛ گفت تو یا من؟گفتم خدایا دلم را ربودند؛ گفت پیش از من؟گفتم نگران روزیم؛ گفت آن با من.گفتم خیلی تنهایم؛ گفت تنهاتر از من؟گفتم درون قلبم خالیست؛ گفت پرش کن از عشق من.گفتم دست نیاز دارم؛ گفت بگیر دست من.گفتم از تو خیلی دورم؛ گفت من از تو نه.گفتم آ چگونه آرام گیرم؟ گفت با یاد من.گفتم خدایا کمک خواستم؛ گفت غیر از من؟گفتم خدایا دوستت دارم؛ گفت بیشتر از من؟گفتم با این همه مشکل چه کنم؟ گفت توکل ... بیشتر ...




منبع : http://noorekhorshid.ParsiBlog.com/Posts/1/گفتم خدايا دلم گرفته؛ گفت از من؟/



منِ خدا!

درخواست حذف اطلاعات

گفتم : خدایا از همه دلگیرم گفت : حتی از من؟ گفتم : خدایا دلم را ربودند! گفت : پیش از من؟ گفتم : خدایا نگران روزیم گفت : آن با من گفتم : خدایا خیلی تنهام گفت : تنها تر از من؟ گفتم : خدایا درون قلبم خالیست گفت : پر کن از عشق من گفتم : خدایا دست نیاز دارم گفت : بگیر دست من گفتم : خدایا خیلی دوری گفت : تو یا من؟ گفتم : خدایا چگونه آرام گیرم؟ گفت : با ذکر و یاد من گفتم : خدایا با این همه مشکل چه کنم؟ گفت : توکل کن به من گفتم : خدایا هیچ کنارم نمانده گفت : به جز من گفتم ... بیشتر ...




منبع : http://mahboobeh-k.blog.ir/post/195



حال در جبهه

درخواست حذف اطلاعات

گفت: راستی جبهه چطور بود؟* گفتم : تا منظورت چه باشد . گفت: مثل حالا رقابت بود؟ گفتم : آری. گفت : در چی؟ گفتم :در خواندن شب. گفت: حسادت بود؟ گفتم: آری. گفت: در چی؟ گفتم: در توفیق شهادت. گفت: جرزنی بود؟ گفتم: آری. گفت: برا چی؟ گفتم: برای شرڪت در عملیات . گفت: بخور بخور بود؟ گفتم: آری . گفت: چی میخوردید؟ گفتم: تیر و ترڪش گفت: پنهان ڪاری بود ؟ گفتم: آری . گفت: در چی ؟ گفتم: نصف شب واڪس زدن ڪفش بچه ها . گفت: دعوا سر پست هم بود؟ گفتم: آری . گفت: چه پستی؟؟ گفتم: پست نگهبان ... بیشتر ...




منبع : http://tenghelabi.blog.ir/1396/09/23/حال-شهدا-در-جبهه



حال و هوای جبهه ها

درخواست حذف اطلاعات

☁️☁️☁️ ☀️ ☁️☁️ گفت: راستی جبهه چطور بود؟ گفتم : تا منظورت چه باشد .گفت: مثل حالا رقابت بود؟ گفتم : آری.گفت : در چی؟ گفتم :در خواندن شب.گفت: حسادت بود؟ گفتم: آری.گفت: در چی؟ گفتم: در توفیق شهادت. گفت: جرزنی بود؟ گفتم: آری.گفت: برا چی؟ گفتم: برای شرکت در عملیات .گفت: بخور بخور بود؟گفتم: آری .☺️گفت: چی میخوردید؟ گفتم: تیر و ترکش گفت: پنهان کاری بود ؟گفتم: آری .گفت: در چی ؟ گفتم: نصف شب وا زدن کفش بچه ها .گفت: دعوا سر پست هم بود؟گفتم: آری .گفت: چه پستی؟؟ گ ... بیشتر ...




منبع : http://yaroghayeh3.blog.ir/1396/04/04/حال-و-هوای-جبهه-ها



در مکتب (ره)

درخواست حذف اطلاعات

✍ #دلنوشتــــــه گفت: راستی جبهه چطور بود؟؟ گفتم : تا منظورت چه باشد ... گفت: مثل حالا رقابت بود؟؟ گفتم : آری... گفت : در چی؟؟ گفتم :در خواندن شب... گفت: حسادت بود؟؟ گفتم: آری... گفت: در چی؟؟ گفتم: در توفیق شهادت... گفت: جرزنی بود؟؟ گفتم: آری... گفت: برا چی؟؟ گفتم: برای شرکت در عملیات ... گفت: بخور بخور بود؟؟ گفتم: آری ... گفت: چی میخوردید؟؟ گفتم: تیر و ترکش ... گفت: پنهان کاری بود ؟؟گفتم: آری ... گفت: در چی ؟؟ گفتم: نصف شب وا زدن کفش بچه ها ... گفت: دعوا سر پست هم بود؟؟گ ... بیشتر ...




منبع : http://meydanehamase.persianblog.ir/post/114



گفتم گرفتارم خدا

درخواست حذف اطلاعات

گفتم گرفتارم خدا گفتی که آزادت کنم گفتم گنه کارم خدا گفتی که عفوت میکنم گفتم خطا کارم خدا گفتی که می بخشم خطا گفتم جفا کارم خدا گفتی وفایت میدهم گفتم صدایت میکنم گفتی جوابت می دهم گفتم ز پا افتاده ام گفتی بلندت میکنم گفتم نظر بر من نما گفتی نگاهت می کنم گفتم بهشتم می بری؟ گفتی ضمانت می کنم گفتم که من شرمنده ام گفتی که پاکت می کنم گفتم که یارم می شوی گفتی رفاقت میکنم گفتم ندارم توشه ای گفتی عطایت میکنم گفتم دردمندم خدا گفتی مداوایت کنم گفتم پنا ... بیشتر ...




منبع : http://eshghemanloleman.blogsky.com/1396/03/09/post-26077/



الهـی ؛

درخواست حذف اطلاعات

الهـی ؛ گفتم : ز پا افتاده ام ، گفتی : بلندت می کنم ! گفتم : نظر بر من نما ، گفتی : نگاهت می کنم ! گفتم : بهشتم می بری؟ گفتی : ضمانت می کنم ! گفتم : که ادعونی بگم ؟ گفتی : اجابت می کنم ! گفتم : که من شرمنده ام ، گفتی : که پاکت می کنم ! گفتم : که یارم می شوی ؟ گفتی : رفاقت می کنم ! گفتم : ندارم توشه ای ، گفتی : عطایت می کنم ! گفتم : دردمندم خــدا ، گفتی : مداوایت کنم ! گفتم : پناهی نی مرا ، گفتی : پناهت می دهم... m_mesle_mahdi




منبع : http://mashhadoreza.blogsky.com/1396/05/24/post-30517/



خدا همیشه هست ...

درخواست حذف اطلاعات

گفتم خدایا دلم گرفته؛ گفت از من؟ گفتم خدایا از همه دلگیرم؛ گفت حتی من؟ گفتم خدایا چقدر دوری؛ گفت تو یا من؟ گفتم خدایا دلم را ربودند؛ گفت پیش از من؟ گفتم نگران روزیم؛ گفت آن با من. گفتم خیلی تنهایم؛ گفت تنهاتر از من؟ گفتم درون قلبم خالیست؛ گفت پرش کن از عشق من. گفتم دست نیاز دارم؛ گفت بگیر دست من. گفتم از تو خیلی دورم؛ گفت من از تو نه. گفتم آ چگونه آرام گیرم؟ گفت با یاد من. گفتم خدایا کمک خواستم؛ گفت غیر از من؟ گفتم خدایا دوستت دارم؛ گفت بیشتر از م ... بیشتر ...




منبع : http://hosna79.blog.ir/1396/05/12/خدا-همیشه-هست



بهترین جمله

درخواست حذف اطلاعات

عجب متن قشنگیگفتم خدایا چگونه آغاز کنم؟؟؟گفت به نام منگفتم خدایا چگونه آرام گیرم؟؟؟گفت به یاد منگفتم خدایا خیلی تنهایم؟؟؟گفت تنها تر از من؟گفتم خدایا هیچ ی کنارم نمانده؟؟؟گفت به جزمنگفتم خدایا از بعضی ها دلگیرمگفت حتی ازمن؟گفتم خدایا قلبم خالیستگفت پرکن از عشق منگفتم دست نیاز دارمگفت بگیردست منگفتم با این همه مشکل چه کنم؟؟؟گفت توکل کن به منگفتم احساس میکنم خیلی ازت دورمگفت نه،نزدیکترین به تو ،منگفتم برای آرزوهایم چه کنم؟؟؟گفت تلاش و ... بیشتر ...




منبع : http://farsi8-9-7.blog.ir/1396/04/16/بهترین-جمله



آقا بیا...

درخواست حذف اطلاعات

گفتم:یا صاحب ا مان بیا گفت:مگر منتظری؟ گفتم:بله آقا منتظرم گفت:چه انتظاری نه کوششی نه تلاشی فقط می گویی آقا بیا گفتم:مگر بد است آقا؟ گفت:به جدم حسین هم گفتن بیا اما وقتی آمد کشتنش گفتم:پس چه کنیم؟ گفت :مرا بشناسید گفتم:مگر نمی شناسیم ؟ گفت:اگر می شناختید که این طور گناه نمی کردید گفتم:آقا تو ما را می بخشی؟ گفت:من هر شب تا صبح برای شما گریه می کنم گفتم: آقا چه کنم به تو برسم؟ گفت: ترک محرمات انجام واجبات همین کافیست اللهم عجل الولیک الفرج




منبع : http://khademoreza.blog.ir/1396/05/26/آقا-بیا



گفتم که من شرمنده ام. گفتی که پاکت می کنم.....

درخواست حذف اطلاعات

گفتم گرفتارم خدا گفتی که آزادت کنم گفتم گنه کارم خدا گفتی که عفوت میکنم گفتم خطا کارم خدا گفتی که می بخشم خطا گفتم جفا کارم خدا گفتی وفایت میدهم گفتم صدایت میکنم گفتی جوابت می دهم گفتم ز پا افتاده ام گفتی بلندت میکنم گفتم نظر بر من نما گفتی نگاهت می کنم گفتم بهشتم می بری؟ گفتی ضمانت می کنم گفتم که من شرمنده ام گفتی که پاکت می کنم گفتم که یارم می شوی گفتی رفاقت میکنم گفتم ندارم توشه ای گفتی عطایت میکنم گفتم دردمندم خدا گفتی مداوایت کنم گفتم پنا ... بیشتر ...




منبع : http://meineschrieften.blog.ir/2018/05/22



یا صاحب ا مان ...

درخواست حذف اطلاعات

گفتم:یا صاحب ا مان بیا گفت: مگر منتظری گفتم:بله آقامنتظرم گفت: چه انتظاری نه ڪوششی نه تلاشی فقط میگویی آقا بیا گفتم: مگر بد است آقا گفت: به جدم حسین هم گفتن بیا اما وقتی آمد ڪشتنش گفتم : پس چه ڪنیم گفت: مرا بشناسید گفتم: مگر نمیشناسیم گفت : اگر میشناختید ڪه این طور گناه نمیڪردید گفتم : آقا تو ما را میبخشی ؟ گفت: من هر شب برای شما تا صبح گریه میڪنم گفتم : آقا چه ڪنم به تو برسم؟ گفت: ترڪ محرمات... انجام واجبات... همین ڪافیست ألـلَّـھُمَ ؏َـجــِّلْ لِوَلـ ... بیشتر ...




منبع : http://montazeralmahdi313.blog.ir/post/1576



دلنوشته (از زبان )

درخواست حذف اطلاعات

*✍دلنوشتــــــه* گفت: راستی جبهه چطور بود؟؟ گفتم : تا منظورت چه باشد ... گفت: مثل حالا رقابت بود؟؟ گفتم : آری... گفت : در چی؟؟ گفتم :در خواندن شب... گفت: حسادت بود؟؟ گفتم: آری... گفت: در چی؟؟ گفتم: در توفیق شهادت... گفت: جرزنی بود؟؟ گفتم: آری... گفت: برا چی؟؟ گفتم: برای شرکت در عملیات ... گفت: بخور بخور بود؟؟ گفتم: آری ... گفت: چی میخوردید؟؟ گفتم: تیر و ترکش ... گفت: پنهان کاری بود ؟؟گفتم: آری ... گفت: در چی ؟؟ گفتم: نصف شب وا زدن کفش بچه ها ... گفت: دعوا سر پست هم بود؟؟گ ... بیشتر ...




منبع : http://shahadatandshojaat.blog.ir/1396/03/29/delneveshteh



فیلتِـر شکـَن . . .

درخواست حذف اطلاعات

گفتم فیلتر شکن داری ؟ گفت آره ،گفتم میشه یه سایت بگم برا من سرچ کنی ؟گفت که فیلتر شکن رو برام می فرسته ،گفتم ممنون ، من اینو نصب نمی کنم ،گفت چرا ؟گفتم تجرُبه ثابت کرده جَنبه اَش رو ندارم ...گفت مگه چی سرچ می کنی ؟گفتم خب دیگه هرچی که نیاز به فیلتر شکن داره ،گفت مثلا ؟گفتم همین سایتی که بهت گفتم ... گفت خب دیگه چی ؟گفتم بگم ؟ گفت بگووو ،گفتم ،گفت بنیامین خیلی بیشعوری ،گفتم مگه همین رو نمی خواستی بگم ؟گفت نـــــه ،گفتم خب من برا نمونه ،دنبال نحوه ط ... بیشتر ...




منبع : http://beny20.blogsky.com/1396/07/09/post-158/فیلتِـر-شکـَن-



فیلتِـر شکـَن . . .

درخواست حذف اطلاعات

گفتم فیلتر شکن داری ؟ گفت آره ،گفتم میشه یه سایت بگم برا من سرچ کنی ؟گفت که فیلتر شکن رو برام می فرسته ،گفتم ممنون ، من اینو نصب نمی کنم ،گفت چرا ؟گفتم تجرُبه ثابت کرده جَنبه اَش رو ندارم ...گفت مگه چی سرچ می کنی ؟گفتم خب دیگه هرچی که نیاز به فیلتر شکن داره ،گفت مثلا ؟گفتم همین سایتی که بهت گفتم ... گفت خب دیگه چی ؟گفتم بگم ؟ گفت بگووو ،گفتم ،گفت بنیامین خیلی بیشعوری ،گفتم میگه همین رو نمی خواستی بگم ؟گفت نـــــه ،گفتم خب من برا نمونه ،دنبال نحوه ... بیشتر ...




منبع : http://beny20.blogsky.com/1396/07/09/post-158/فیلتِـر-شکـَن-



شعرمهدوی

درخواست حذف اطلاعات

شعرمهدوی السلام_علیک_یا_حجة_الله گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن گفتم به نام نامیت هر دم بنازم گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم گفتم که دیدار تو باشد آرزویم گفتا که در کوی عمل کن جستجویم گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن گفتا ز تقوا ب عز و آبرو کن گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن گفتم ز حق دارم تمنای سکینه گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه ... بیشتر ...




منبع : http://hadilotfi.blogsky.com/1397/09/02/post-388/



عشق چیست

درخواست حذف اطلاعات

به کوه گفتم عشق چیست؟ لرزید.به ابر گفتم عشق چیست؟ بارید.به باد گفتم عشق چیست؟ وزید.به پروانه گفتم عشق چیست؟ نالید.به گل گفتم عشق چیست؟ پ ر شد. و به انسان گفتم عشق چیست؟اشک از دیدگانش جاری شد و گفت؟ دیوانگیست!!!




منبع : http://myhomeisiran.persianblog.ir/post/5935



گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند

درخواست حذف اطلاعات

گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند گفتا به چشم هر چه تو گویی چنان کنند گفتم اج مصر طلب می کند لبت گفتا در این معامله کمتر زیان کنند گفتم به نقطه دهنت خود که برد راه گفت این حکایتیست که با نکته دان کنند گفتم صنم پرست مشو با صمد نشین گفتا به کوی عشق هم این و هم آن کنند گفتم هوای میکده غم می برد ز دل گفتا خوش آن ان که دلی شادمان کنند گفتم و قه نه آیین مذهب است گفت این عمل به مذهب پیر مغان کنند گفتم ز لعل نوش لبان پیر را چه سود گفتا به بوسه شکرینش جوان کن ... بیشتر ...




منبع : http://tagarg.blog.ir/post/گفتم-کی-ام-دهان-و-لبت-کامران-کنند



صد سال دگر امروز و فردا می کنم - سیمین بهبهانی

درخواست حذف اطلاعات

گفتا که می بوسم تو را گفتم تمنا می کنم گفتا اگر بیند ی گفتم که حاشا می کنم گفتا ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در گفتم که با افسونگری او را ز سر وا می کنم گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا گفتم که با نوش لبم آنرا گوارا می کنم گفتا چه می بینی بگو درچشم چون آیینه ام گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم گفتا که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می م گفتم که ارزانتر از این من با ت ... بیشتر ...




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/05/12/صد-سال-دگر-امروز-و-فردا-می-کنم-سیمین-بهبهانی



مناظره و دانشجو(طنز)!!

درخواست حذف اطلاعات

گفتم غمم فزون است ، گفتا ز من چه آید گفتم که نمره ام ده ، گفتا ز من نیاید گفتم که نمره دادن بسیار سهل آید گفتا ز ما اساتید این کار کمتر آید گفتم کرم نمایید من را کنید شما شاد گفتا که خوش خیالی کی وقت آن بیاید گفتم که نمره هفت بدبخت عالمم کرد گفتا اگر برای آن هم زیادت آید گفتم خوشا دهی که دست شما دهد آن گفتا تو کوشش کن کو وقت آن بر آید گفتم دل رحیمت کی قصد رحم دارد گفتا نگوی با تا وقت آن بر آید گفتم زمان تحصیل دیدی که چون سرآید گفتا خموش جانم ازدست من ... بیشتر ...




منبع : http://edu-administration93.persianblog.ir/post/14



گفتم فراغ تاکی؟

درخواست حذف اطلاعات

گفتم که روی خوبت،از من چرا نهان است؟ / گفتا تو خود حج ، ورنه رخم عیان استگفتم که از که پرسم ، جانا نشان کویت ؟ / گفتا نشان چه پرسی،آن کوی بی نشان استگفتم مرا غم تو ، خوشتر ز شادمانی / گفتا که در ره ما ، غم نیز شادمان استگفتم که سوخت جانم، از آتش نهانم / گفتا آن که سوخت او را، کی ناله یا فغان استگفتم فراغ تا کی؟گفتا که تا تو هستی / گفتم نفس همین است ، گفتاسخن همان استگفتم که حاجتی هست ، گفتا بخواه از ما / گفتم غمم بیفزا، گفتا که رایگان استگفتم ازم بپذی ... بیشتر ...




منبع : http://mersana13.ParsiBlog.com/Posts/99/گفتم فراغ تاکي؟/



حافظا بود منو می کشت

درخواست حذف اطلاعات

حافظا گفتم غم تو دارم گفتا گمشو گفتم که مال من شو گفتا با این قیافت؟ گفتم زمهرورزان رسم وفا بیاموز گفتا وفا رو ول کن چنده حقوق پایه ت؟؟؟ گفتم که پول ندارم اما پر از شعورم گفتا شعور نداری بی پول بی نزاکت... گفتم مگر چه گفتا که خواستگاری گفتم مگر که جرم است گفتا بی مایه آری!




منبع : http://khandeh-vaneh.blog.ir/1397/06/08/حافظا-بود-منو-می-کشت



ی که میدونه اشتباه کردی بازم ازت دفاع میکنه \قدرشوبدون اون یا

درخواست حذف اطلاعات

+زنم ازم پرسیدکیوبیشترازهمه دوست داری .!؟گفتم: مامانمگفت: بعدشگفتم: بابامگفت: بعدشگفتم: دخترمگفت: بعدشگفتم: خواهرمبغض گلوشو گرفت. گفت: پس من چی .؟گفتم:توگفتی بگو کیو بیشتردوست داری نگفتی بگو عشقت کیه .!؟کلی ذوق زده شدگفت خب خب بگوعشقت کیه .!؟گفتم: پرسپولیس ؟قهرکرد ازخونه رفت بیرون ...فکرکنم استقلالی بود.؟؟




منبع : http://zh39115.ParsiBlog.com/Posts/2/کسي که ميدونه اشتباه کردي بازم ازت دفاع ميکنه قدرشوبدون اون يا /



گوشیـت مقصـره . . .

درخواست حذف اطلاعات

پدر الان صدام کرد ،رفتم نزدیک تر بهش گفتم جونم ، کارم داشتی ؟شروع کرد به خندیدن ، خندیدم گفتم میخندی ، چیه ؟گفت بلند صدات نشنیدی ، گفتم خو ؟گفت نیم ساعت بعد آروم گفتم بنیامین ، شنیدی ..خندیدم گفتم والا چه بگم ! چکارم داشتی حالا ؟گفت گوشیم هنگ می کنه ! چند تا سوال ازش پرسیدم ،بعد گفتم مگه چی می کنی ؟گفت همون هرچی رفیقام توی واتس می فرستن ،گفتم هرچی توی واتس !گفت توی گوگل هم ،یه وقتایی گفته های تاریخی می خونم ،ع هاشون رو می کنم ، گفتم هان !گفت آهنگ ک ... بیشتر ...




منبع : http://beny20.blogsky.com/1397/04/03/post-438/گوشیـت-مقصـره-



وحید قاسمی آذر

درخواست حذف اطلاعات

گفتم خدایا چگونه آغاز کنم گفت به یاد من گفتم خدایا چگونه آرام گیرم؟؟؟گفت به یاد من گفتم خدایا خیلی تنهایم؟؟؟گفت تنهاتر از من؟؟؟ گفتم خدایا هیچ ی کنارم نمانده؟؟؟گفت به جز من گفتم خدایا از بعضی ها دلگیرم گفت حتی از من؟؟؟ گفتم خدایا قلبم خالیست گفت پر کن از عشق من گفتم دست نیاز دارم گفت بگیر دست من گفتم با این همه مشکل چه کنم؟؟؟گفت توکل کن به من گفتم برای آرزوهایم چه کنم؟؟؟گفت تلاش و به امید من خدایا خیلی دوستت دارم❤❤❤❤ پس هر مشکلی داشتید زود ... بیشتر ...




منبع : http://vahid-ghasemiazar.blog.ir/1396/09/16/Vahid ghasemi azar



ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ۱۱۰ ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﻟﻮ ﭘﻠﻴﺲ؟

درخواست حذف اطلاعات

ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ۱۱۰ ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﻟﻮ ﭘﻠﻴﺲ؟ ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻪ ﺑﻔﺮﻣﺎﺋﻴﺪ! ﮔﻔﺘﻢ: ﮐﻤﮏ!!! ﻳﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﻣُﺮﺩﻩ ﺍﻳﻨﺠﺎﺳﺖ! ﮔﻔﺖ: ﻳﺎ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﮐﺠﺎیی؟؟؟ ﮔﻔﺘﻢ: ﻗﺒﺮﺳﺘﻮﻥ! ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻻﻥ ﺑﻪ ﻗﯿﺪ ﻭﺛﯿﻘﻪ ﺁﺯﺍﺩﻡ. taxi_khandeh_sedeh




منبع : http://mashhadoreza.blogsky.com/1396/09/03/post-37855/



ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ۱۱۰ ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﻟﻮ ﭘﻠﻴﺲ؟

درخواست حذف اطلاعات

ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ۱۱۰ ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﻟﻮ ﭘﻠﻴﺲ؟ ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻪ ﺑﻔﺮﻣﺎﺋﻴﺪ! ﮔﻔﺘﻢ: ﮐﻤﮏ!!! ﻳﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﻣُﺮﺩﻩ ﺍﻳﻨﺠﺎﺳﺖ! ﮔﻔﺖ: ﻳﺎ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﮐﺠﺎیی؟؟؟ ﮔﻔﺘﻢ: ﻗﺒﺮﺳﺘﻮﻥ! ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻻﻥ ﺑﻪ ﻗﯿﺪ ﻭﺛﯿﻘﻪ ﺁﺯﺍﺩﻡ. taxi_khandeh_sedeh




منبع : http://eshghemanloleman.blogsky.com/1396/09/03/post-38826/



طوبی للمتوکلین:)

درخواست حذف اطلاعات

من همه وظیفه ای که بر گردنم بود انجام دادم گفتنی ها را تا جایی که میشد گفتم گفتم ته این راه چه خبر است گفتم به خودمان ظلم نکنیم گفتم القلب حرم الله گفتم حرم خدا جای قهر و فتنه و آشوب و رنجیدن نیست گفتم این ره که تو میروی.. ولی نشنید نمیشنود شاید اگر من هم بودم نمیشنیدم میترسم سرش یک طوری به سنگ بخورد و د شود که با هیچ گچ و باند و بخیه و عملی مثل قبل نشود میترسم و بدی اش اینجاست که فقط باید بنشینم و صبر پیش گیرم و دعا کنم خدا دور آن سنگ پارچه ای چیزی ... بیشتر ...




منبع : http://piledar.blog.ir/1396/03/03-3



رئالی

درخواست حذف اطلاعات

زنم ازم پرسید : کی رو بیشتر از همه دوست داری ؟؟ گفتم : مامانم!! گفت : بعدش ؟؟ گفتم : بابام !! گفت : بعدش ؟؟ گفتم : دخترم!! گفت : بعدش؟؟ گفتم : خواهرم !! بغض گلوشو گرفت و گفت : پس من چی ؟؟ گفتم : تو گفتی کی رو بیشتر از همه دوست داری نگفتی که عشقت کیه !! با کلی ذوق گفت : خوب عشقت چیه ؟؟؟ گفتم : بارسلونا !!! قهر کرد رفت خونه ی مادرش فکر کنم رئالیه...




منبع : http://mansoorehmirzayee.blog.ir/1396/03/29/ریالی



...

درخواست حذف اطلاعات

گفتم: «باید ماه تا ماه فقط با تو گفت. فقط با تو حرف زد». گفتم: «این واژه ها چه داشتند برای ما جز سوء تفاهم؟» گفتم: «شاید اگر بدانی با هیچ جز تو حرفی نمی زنم، دلت به حال تنهایی ام سوخت، دلت به حال بی هم صحبتی ام سوخت، چیزی گفتی.» گفتم: «دوستت دارم.» نگاهت . نگاهم کردی.




منبع : http://bihich.blog.ir/post/721



تقدیم به همسران ی غیور م ع حرم

درخواست حذف اطلاعات

♦️گفتم نهیب طوفان شامات را به کین زد گفتی که جهل سفیان این خیمه را زمین زد ♦️گفتم ولی نبودش دیگر به من حواست خواندم از آن دو چشمت تکرار یک اسارت ♦️گفتم که قصه خوانم شهزاده ی تو باشم گفتی که گاه رزم است ننگ است ه باشم ♦️گفتم بیا نگاهی بهر خیال ما کن بستی دوچشم خود را تا می شود جفا کن ♦️گفتم بگو بمیرم تا جان زخود بگیرم رویت ز من گرفتی ،کین گونه زنده می رم ♦️گفتم که جان جانم مه روی خوش بیانم با این سکوت بی گه آتش زنی به جانم ♦️گفتم نوای دلکش ... بیشتر ...




منبع : http://shahadatandshojaat.blog.ir/1395/03/08/تقدیم-به-همسران-شهدای-غیور-مدافع-حرم



همین چن دیقه پیش

درخواست حذف اطلاعات

فرشادو صدا شنید گف جلسه اولته داری فرشاد صدا میکنی پاشو برو بیرون پاشدم گفتم خدا موید بفرماد گف چی گفتی گفتم من با تو حرفی ندارم گف اسمت چیه گفتم از دفتر بپرسی میگن گف پرو گفتم پرو جد و ابادته اعصاب رسیده به حد اخطار




منبع : http://divaneh13.blog.ir/post/126



صفحه ی ای

درخواست حذف اطلاعات

یادته گفتم که حس بدی بهت ندارم؟ گفتم حتی ازت ممنونم که می خوای ازش محافظت کنی. دروغ گفتم.(اون موقع البته راست می گفتم) در عین حال می دونم که تصمیم درستی گرفتم. شاید بهتر باشه بگم:«انفعال درستی داشتم.» + بخشی از داستانِ من.




منبع : http://kafan.blog.ir/1394/11/01/صفحه-ی-ایکس



اشتباه

درخواست حذف اطلاعات

گفتم: پس چرا میری مگه نگفتی تا آ با همیم گفت :حالا آ شه گفتم:آ چی؟ گفت: آ عاشقی گفتم: مگر عاشقی آ هم دارد ؟ گفت:اگر اشتباهی عاشق بشی ،زود به آ میرسی گفتم: یعنی من هم اشتباه ؟ گفت: آری. ولی من زودتر از تو به اشتباهم پی بردم




منبع : http://barghayehzendegi.persianblog.ir/post/526