تیتر یاب جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

حکایت دیگ به دیگ میگه روت سیاه - جستجو

حکایت دیگ به دیگ میگه روت سیاه از بین کلیه محتوا، اطلاعات و اخبار سایتهای مرجع جستجو و نتایج آن به صورت خلاصه و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید.



پدروپسر

درخواست حذف اطلاعات

پدر و پسر داشتن صحبت می . . . پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرش ميگه پسرم من شیرم یا تو ؟ پسر ميگه : من ! پدر ميگه : پسرم من شیرم یا تو ؟؟ ! پسر ميگه : بازم من شیرم ! پدر عصبی مشه دستشو از رو شونه پسرش بر میداره ميگه : من شیرم یا تو !؟ پسر ميگه : بابا تو شیری ! پدر ميگه : چرا بار اول و دوم گفتی من حالا میگی تو ؟ پسر گفت : آخه دفعه های قبلی دستت رو شونم بود فکر یه کوه پشتمه اما حالا . . . به سلامتی هرچی پدره . . .




منبع : http://pedarbozorg.ParsiBlog.com/Posts/4/پدروپسر/



حکایت جالب: آن درخت حکایت جالب: آن درخت

درخواست حذف اطلاعات

حکايت جالب: آن درخت حکايت جالب: آن درختدست بدار تا سخنی بگویم، تو که نیستی و خدا بر این کار تو را ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن و ديگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت استحکايت آن درخت ادامه مطلب...




منبع : http://tarannomedell.ParsiBlog.com/Posts/121/حکايت جالب: آن درخت حکايت جالب: آن درخت/



میگه

درخواست حذف اطلاعات

اسـلام بــه مـن میگــه به من ميگه: عیب ی رو آشکـار نکنم چون خـدا ستـار العیوبه به من ميگه: دروغ نـگـــــم حتی اگـه به ضررم بـاشه به من ميگه: پشت سر مـردم غیبت نکنـم حتی اگـه اون طرف لایقش بـاشه. به من ميگه: دست به مـال مردم دراز نکنـم حتی اگـه خیلی محتـاج باشـم اگه مسلمانی دروغ ميگهاگه مسلمانی ی میکنه اگه مسلمانی خیانت میکنه اگه مسلمانی به مردم آزار میرسونه اشکـال از اسلـام نیستــ مشکـل از مسلمــانے ماستـــ




منبع : http://khaharaneh1.ParsiBlog.com/Posts/59/اسلام ميگه/



فرصتی برای شادی

درخواست حذف اطلاعات

غضنفر میره کتابخونه داد میزنه یه ساندویچ با سس اضافه.اقاهه بهش ميگه:اقا اینجا کتابخونسغضنفر ميگه:ببخشید...بعد یواشکی در گوش اقاهه ميگه:یه ساندویچ بدین با سس اضافه بچه غول رو میبرن زیر سوال له میشه. طرف میره بقالی ميگه:اقا نوشابه خانواده دارین؟یارو ميگه بله ميگه:به مجرد هم میدین؟!! به غضی جون میگن:جسم شفاف تعریف کنميگه:جسمی که بشه ازاینورش اونورشو دیدمیگن مثال بزن ميگه: نردبان غضنفر میره مسابقه بیست سوالی رفقاش بهش میگن جواب خیاره فقط زودنگو ... بیشتر ...




منبع : http://reyhanehe.ParsiBlog.com/Posts/1/فرصتي براي شادي/



حکایت «بندگی من یا تو»؟

درخواست حذف اطلاعات

مجموعه: شهر حکايت حکايت های آموزنده روزی خلیفه وقت، کیسه پر از سیم با بنده ای نزد ابوذر فرستاد. خلیفه به غلام گفت:«اگر وی این از تو بستاند، ». غلام کیسه را به نزد ابوذر آورد و اصرار بسیار کرد، ولی وی نپذیرفت.غلام گفت:آن را بپذیر که من در آن است و ابوذر پاسخ داد:«بلی، ولی بندگی من در آن است».پیام متن:گاهی ثروت های مادی آمی را بنده خود می کنند و او را از بندگی خدا خارج می سازند.




منبع : http://jomelatetalaii.ParsiBlog.com/Posts/4477/حکايت «بندگي من يا آزادي تو»؟/



حکایت «مردم آزار»

درخواست حذف اطلاعات

مجموعه: شهر حکايت حکايت «مردم آزار» مردم آزاری را حکايت کنند که سنگی بر سر صالحی زد درویش را مجال انتقام نبود. سنگ را نگاه همی داشت تا زمانی که ملک را بر آن لشکری خشم آمد و در چاه کرد. درویش اندر آمد و سنگ در سرش کوفت. گفتا تو کیستی و مرا این سنگ چرا زدی. گفت من فلانم و این همان سنگست که در فلان تاریخ بر سر من زدی. گفت چندین روزگار کجا بودی گفت از جاهت شه همی ، اکنون که در چاهت دیدم فرصت غنیمت دانستم. منبع:گلستان سعدی




منبع : http://jomelatetalaii.ParsiBlog.com/Posts/5721/حکايت «مردم آزار»/



حکایت دو شاهزاده

درخواست حذف اطلاعات

مجموعه: شهر حکايت حکايت های گلستان سعدی دو شاهزاده در مصر بودند ، یکی علم اندوخت و ديگری مال اندوخت . عاقبته الامر آن یکی علّامه عصر گشت و این یکی سلطان مصر شد . پس آن توانگر با چشم حقارت در فقیه نظر کرد و گفت : من به سلطنت رسیدم و تو همچنان در مسکِنت بم . گفت : ای برادر ، شکر نعمت حضرت باری تعالی بر من واجب است که میراث پیغمبران یافتم و تو میراث فرعون و هامون . که در حدیث نبوی (ص) آمده : العلماء ورثـة الانبیاءمن آن مورم که در پایَم بمالند نه زنبورم که ... بیشتر ...




منبع : http://jomelatetalaii.ParsiBlog.com/Posts/4427/حکايت دو شاهزاده/



بخت بسته

درخواست حذف اطلاعات

نشسته پهلوم ميگه برات دعا نوشتن میگم برای کی ؟ ميگه برای تو ديگه ! بختتو بستن . سایه های سياه روته .میگم من ازدواج هیچیم روم نیس ميگه چرا سایه های سياه مثه بختک افتادن روی زندگیت سياه بختت کننمیگم حالا کی نوشته ؟ ميگه بخیلات اونایی که چشم ندارن ببینن زندگیتو میگم کی هس ؟! یه نگاه ببین اون دختر دایی چیز فلان فلان شدم نیس ؟! (دختردایی ندارم)ميگه نه...انقدام نزدیک نیسمیگم کیه ميگه آشناس غریبه نیس میگم چرته ميگه لکنت نگرفتی ؟ حرفاتو درست میتونی بزنی ... بیشتر ...




منبع : http://7min.blogsky.com/1396/11/17/post-625/بخت-بسته



خنده

درخواست حذف اطلاعات

آ خندس باباهه به پسر شیطونش ميگه: امروز یه مهمون میاد خونمون، که بچش یه گوش نداره , حواست باشه, نری هی بگی این بچه چرا گوش نداره , آبرو ریزی کنی. مهمون میاد, بچه شیطونه هی نگاه میکنه به این بچه بی گوش و ميگه: شما باید به بچتون زیاد آب هویچ بدین بخوره, مهمون ميگه چرا عزیزم , ميگه: آخه اگه چشماش ضعیف بشه, واسه عینکش باید داربست بزنید???? ?? @mylove51 ??




منبع : http://s3480.ParsiBlog.com/Posts/1/خنده/



حکایت «استر و اشتر»

درخواست حذف اطلاعات

مجموعه: شهر حکايت حکايت «استر و اشتر»استری و شتری با هم دوست بودند، روزی استر به شتر گفت: ای رفیق! من در هر فراز و نشیبی و یا در راه هموار و در راه خشک یا تر همیشه به زمین می افتم ولی تو به راحتی می روی و به زمین نمی خوری. علت این امر چیست؟ بگو چه باید کرد. درست راه رفتن را به من هم یاد بده.شتر گفت: دو علت در این کار هست: اول اینکه چشم من از چشم تو دوربین تر است و دوم اینکه من قدّم بلندتر است و از بلندی نگاه می کنم، وقتی بر سر کوه بلند می رسم از بلندی هم ... بیشتر ...




منبع : http://jomelatetalaii.ParsiBlog.com/Posts/4768/حکايت «استر و اشتر»/



حکایت کوتاه «دستگیریِ ها»

درخواست حذف اطلاعات

مجموعه: شهر حکايت حکايت آموزنده مردی با ترس و رنگ و رویِ پریده به خانه ای پناه برد. صاحبخانه گفت: برادر از چه می ترسی؟ چرا فرار می کنی؟ مردِ فراری جواب داد: مأموران بی رحم حکومت، های مردم را به زور می گیرند و می برند. صاحبخانه گفت: ها را می گیرند ولی تو چرا فرار می کنی؟ تو که نیستی؟ مردِ فراری گفت: مأموران احمق اند و چنان با جدیت می گیرند که ممکن است مرا به جای بگیرند و ببرند.




منبع : http://jomelatetalaii.ParsiBlog.com/Posts/6474/حکايت کوتاه «دستگيريِ خرها»/



همانی هستی که همه میگویند؟

درخواست حذف اطلاعات

مجموعه: شهر حکايت حکايت آموزنده روزی شیخ جعفر شوشتری را دیدند که در کنار جویی نشسته و بلند بلند گریه می کند. شاگردان شیخ، با دیدن این اوضاع نگران شدند و پرسیدند: « ، چه شده که این گونه اشک می ریزید؟ آیا ی به شما چیزی گفته؟»شیخ جعفر در میان گریه ها گفت: «آری، یکی از لات های این اطراف حرفی به من زده که پریشانم کرده.»همه با نگرانی پرسیدند: «مگر چه گفته؟»شیخ در جواب می گوید او به من گفت: «او به من گفت شیخ جعفر، من همانی هستم که همه در مورد من می گویند. ... بیشتر ...




منبع : http://jomelatetalaii.ParsiBlog.com/Posts/4590/هماني هستي که همه ميگويند؟/



شگفت انگیز ترین رفتار انسان از نظر افلاطون

درخواست حذف اطلاعات

مجموعه: شهر حکايت حکايت های جالب و خواندنی شگفت انگیز ترین رفتار انساناز اف?طون پرس?دند: «شگفتانگ?زتر?ن رفتار انسان چ?ست؟»پاسخ داد: «از کودک? خسته م? شود، برا? بزرگ شدن عجله م? کند و سپس دلتنگ دوران کودک? خود م? شود! ابتدا برا? ب مال و ثروت از س?مت? خود ما?ه م? گذارد، سپس برا? بازپس گرفتن س?مت? از دست رفته، پول خود را ج م? کند. طور? زندگ? م? کند که گو?? هرگز نخواهد مرد و بعد طور? که گو?? هرگز زندگ? نکرده م?م?رد! آنچنان زمان خود را صرف آماده شدن برا? زندگ? م? کند ... بیشتر ...




منبع : http://jomelatetalaii.ParsiBlog.com/Posts/6808/شگفت انگيز ترين رفتار انسان از نظر افلاطون/



چندلطیفه

درخواست حذف اطلاعات

« معمای عجیب »به غضنفر میگن یک معما بگو . ميگه اون چیه که زمستونا خونه رو گرم میکنه تابستونا بالای درختو ؟! یارو هرچی فکر میکنه جوابشو پیدا نمیکنه . ميگه : نمیدونم ، حالا بگو چیه ؟ غضنفر ميگه : بخاری ! یارو کَف می کنه ، ميگه : باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم میکنه ولی تابستونا چه جوری بالای درختو گرم می کنه ؟ غضنفر ميگه : بخاری خودمه دوست دارم بذارمش بالای درخت « بچه دوقلو »زنِ غضنفر دو قلو میزاد ، غضنفر میره صورت حساب بیمارستان رو حساب کنه ، به ... بیشتر ...




منبع : http://eebb.ParsiBlog.com/Posts/168/چندلطيفه/



رابطه های اشتباه ..

درخواست حذف اطلاعات

من میدانم نباید وایت را با جوهر نمک قاطی کنم اما همیشه موقع شستشوی آشپزخانه و ، یادم میرود .. دوباره یادم میرود .. دوباره یادم رفت .. دوباره نفسم گرفت .. و باز هم راهی بیمارستان شدم .. این حکايت ، حکايت رابطه های اشتباه است حکايت آدمهای اشتباهی که نباید با هم باشند .. حکايت اصرارهای بیجایی که جز آسیب و فاجعه نتیجه ای ندارند حکايت فراموشی های گاهگاهی که هر بار ، بیشتر از قبل ضربه میزند و باز هم درمواجهه ی مجدد .. ی جای زخم قبلی اش را یادش نیست .. نسل ما ... بیشتر ...




منبع : http://alonegirl89.ParsiBlog.com/Posts/4591/رابطه هاي اشتباه ../



همسر فوزول

درخواست حذف اطلاعات

یه روز تو تصادف یه دختره فوضول ميگه برید کنار من زنشم بعد میبینه یه اونجا افتاده ه به هوش اومده ميگه من زنمو میخوام




منبع : http://bazigok.ParsiBlog.com/Posts/4/همسر فوزول/



حکایت «کار »

درخواست حذف اطلاعات

مجموعه: شهر حکايتحکايت «کار »دو برادر یکی خدمت سلطان کردی و ديگر به زور بازو نان خوردی باری این توانگر گفت درویش را که چرا خدمت نکنی تا از مشقت کار برهی؟گفت تو چرا کار نکنی تا از مذلّت خدمت رهایی ی که دمندان گفته اند نان خود خوردن و نشستن به که کمر شمشیر زرّین به خدمت بستن.




منبع : http://jomelatetalaii.ParsiBlog.com/Posts/5911/حکايت «کار کردن»/



حکایت ما........

درخواست حذف اطلاعات

حکايت ما آدم ها …حکايت کفشاییه که …اگه جفت نباشند …هر کدومشون …هر چقدر شیک باشند …هر چقدر هم نو باشندتا همیشه …لنگه به لنگه اند …کاش …خدا وقتی آدم ها رو می آفرید …جفت هر رو باهاش می آفرید …تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها …به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند…




منبع : http://nilo123.ParsiBlog.com/Posts/156/حکايت ما......../



آهنگ تیتراژ سریال حکایت ما

درخواست حذف اطلاعات

آهنگ سریال حکايت ماداستان سریال حکايت ما سریال حکايت ما، حکايت زندگی یه خانواده است که در یکی از محله فقیر شهر زندگی می کنند که در این خانواده فیلیز فرزند بزرگ خانواده همانند مادر آنها شده است. بعد از آنکه مادرش خانه را ترک کرد و ديگر به خانه برنگشت و با داشتن یک پدر الکلی فیلیز بدون اینکه شکایتی داشته باشه از 5 خواهر و برادر خود نگهداری کرد و به این شکل به زندگی خود ادامه می دهد. البته خواهر و برادرهای فیلیز هم مانند او یادگرفته اند که قوی باش ... بیشتر ...




منبع : http://irancd.ParsiBlog.com/Posts/377/دانلود آهنگ تيتراژ سريال حکايت ما/



من

درخواست حذف اطلاعات

انگار اخلاق و عقل از من مهمترنداخلاق ميگه این کارو نکنعقل ميگه تو حقته این اتفاق برات بیفته عقل نمیشه پس خواسته ها و نیاز های من چی میشه؟نميگه آینده چه بلائی سرت میاد؟




منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/1185/من/



فواید سیاه دانه در سلامت پوست و مو چیست؟

درخواست حذف اطلاعات

یکی از مزایای بالقوه سياه دانه استفاده از آن در سلامت پوست و زیبایی می باشد. سياه دانه به پوست درخشانی و سلامت را هدیه می دهد و از بیماری آ ایمر جلوگیری می کند. با خواص و مزایای این گیاه در سلامت مو آشنایی دارید؟ خواص سياه دانه می تواند در کاهش بیماری ها کمک کننده باشد و سلامتی بیشتری برای ما به ارمغان بیاورد.منابعی از لینک ها و سایت ها:خواص سياه دانهسياه دانهطریقه مصرف سياه دانهخواص سياه دانه برای لاغریخواص سياه دانه برای مو ادامه مطلب...




منبع : http://hidr97.ParsiBlog.com/Posts/1/فوايد سياه دانه در سلامت پوست و مو چيست؟/



البته هنوز 13567 تا اهنگ دیگه داره پخش میشه

درخواست حذف اطلاعات

تو ذهن من یه مشآپ از همه ی اهنگایی که گوش دادم داره پخش میشهاول همایون میاد رها رها من بعد یه لالایی روسی پخش میشه هایده ميگه سياه چشمون زین های نوت میخونه سلین دیان ميگه د شو ماست گوآاااااان فردی میپره وسط ميگه امپتی اسپیسیز وات ار وی لیوین فور ؟ حالا یه تکل عالی از مایکل که دی دنت ریلی کر ابوت آس فتانه ميگه دلم گرفته نمیخوام اواز بخونم جاستین ميگه 1 2 3 سوآگ هری ميگه جاست استاپ یور کرایینگ شجریان ببار ای بارون ببار و اکنون با تیتراژ پس از بارا ... بیشتر ...




منبع : http://injafi.blog.ir/1396/02/26/fi34



دور باطل

درخواست حذف اطلاعات

ی که ميگه دور باطل ، آره راس ميگه دور باطل، اما بزار منم یه چیزی بگم، کل زندگی دور باطله، اینو سی سال بعد کامله کامل درک میکنی




منبع : http://rasmi.ParsiBlog.com/Posts/1/دور باطل/



ورقی دلتنگی

درخواست حذف اطلاعات

سلام سید جان امیدوارم ح خوب باشهسید جان.شب قدره...مراسم بودم...و یه نتیجه داشت برام؛چقدر بدم...چقدر بدم...چقدر روحم سياه شده ...سياه سياه سياه...میترسم سید...از خودم...از اینده...از دنیا...غرق دنیا شدن...خدا رحم کنه...خدا رحم کنه...یه قطر اشکم نداشتم....ارباب شدی ک رو ب هر نزنم....




منبع : http://yazahra611396.ParsiBlog.com/Posts/16/ورقي دلتنگي/



اگر هنوز ...

درخواست حذف اطلاعات

اگر با پدر یا مادرت تماس میگیری و پاسخگو هستند یکی از انسان های خوشبخت روی زمینی خیلی های دلتنگ چنین تماسی هستند همین الان .. اگر هستند هنوز به آنها زنگ بزن ... ....................................................... ما برای با تو بودن عمر خود را باختیم بد نبود ای دوست .. گاهی هم تو دلی میباختی فاضل نظری ................................................. پ .ن : پیر زن گوشی کهنه شو میبره تعمیرات موبایلی ميگه آقا گوشیم ابه ... چند وقته زنگ نمیخوره ... مرد بعد از وارسی گوشی بهش ميگه مادر جان گوشیتون سا ... بیشتر ...




منبع : http://alonegirl89.ParsiBlog.com/Posts/4276/اگر هنوز .../



معرفی با دوزبان(لطیفه)

درخواست حذف اطلاعات

به یکی میگن خودتو به انگلیسی معرفی کن ميگه:power god new day orginalمیگن حالا به فارسی بگو!ميگه قدرت اله نوروزی اصل!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!




منبع : http://kocholoo79.ParsiBlog.com/Posts/8/معرفي با دوزبان(لطيفه)/



در انحطاط کنونی جامعه، هرکدام از ما سهم به سزایی دارد.

درخواست حذف اطلاعات

حکايت اول:عزیز دل امروز اومد پیشم و پول بهم داد و قسطم رو دادم.بعد صبح رفتیم کلی قدم زدیم بعد ناهار درست کرد و امروز تمامش خونه بودم و خیلی خوش گذشت و الان هم میخوام بخوابم.حکايت دوم:دارم یه سریال میبینم به اسم "orange is the new black " خیلی سریال خوبیه،واقعا خوبه.ببینید.حکايت سوم:تازگی ها اصلا ترانه ای نمیشنوم که به دلم بشینه و خوشم بیاد.حکايت چهارم:تازگی ها خیلی خیلی گرسنه میشم.نمیدونم چرا اینجوری شدم؟حکايت پنجم:اینستاگرام هم یکنواخت شده و چیز جدیدی ... بیشتر ...




منبع : http://travisbickle1.blogsky.com/1397/09/12/post-1526/



حکایت «بندگی من یا تو»؟

درخواست حذف اطلاعات

مجموعه: شهر حکايتحکايت های آموزندهروزی خلیفه وقت، کیسه پر از سیم با بنده ای نزد ابوذر فرستاد. خلیفه به غلام گفت:«اگر وی این از تو بستاند، ». غلام کیسه را به نزد ابوذر آورد و اصرار بسیار کرد، ولی وی نپذیرفت.غلام گفت:آن را بپذیر که من در آن است و ابوذر پاسخ داد:«بلی، ولی بندگی من در آن است».پیام متن:گاهی ثروت های مادی آمی را بنده خود می کنند و او را از بندگی خدا خارج می سازند.




منبع : http://jomelatetalaii.ParsiBlog.com/Posts/5981/حکايت «بندگي من يا آزادي تو»؟/



خواص سیاه دانه چیست و چگونه با دیابت مبارزه می کند؟

درخواست حذف اطلاعات

افرادی که به دیابت دارند همیشه به دنبال را ارهایی برای کاهش قند خون هستند و سعی می کنند با روش های طبیعی و گیاهی دیابت خود را درمان کنند. سياه دانه یکی از گیاهان دارویی است که در طب سنتی از خواص سياه دانه برای درمان دیابت استفاده می شده است. اگر شما هم دیابت دارید و یا به دنبال راهی برای درمان دیابت می گردید پیشنهاد می کنم حتما این مقاله را مطالعه کنید.منابعی از لینک ها و سایت ها:خواص سياه دانهسياه دانهطریقه مصرف سياه دانهخواص سياه دانه برای ل ... بیشتر ...




منبع : http://hidr.ParsiBlog.com/Posts/10/خواص سياه دانه چيست و چگونه با ديابت مبارزه مي کند؟/



یا من له العزه و الجمال

درخواست حذف اطلاعات

نه که از تیزی چاقو بترسم نه که نتوانسته باشم دل م ،نه که حرفت را قبول نکرده باشم و گمانم رفته باشد که دروغ گفته ای،نه... حکايت دروغ و ترس و دل نبریدن نیست. حکايت ابراهیمی است که از آتش گذشت و حتی گلستانش کرد،حکايت ی عاشق ، ی که زیادی عاشق بود اما عشق را درست نفهمیده بود. حکايت دروغ و ترس و دل نبریدن نیست. حکايت عشق بود.عاشق همیشه معشوق را برای خودش میخواست اما تو ...عشق را برای همه میخواستی.معشوق را برای همه میخواستی. (حکايت تو بود و من) حکايت تو بود ... بیشتر ...




منبع : http://vaaheh.blog.ir/1396/03/10/یا-من-له-العزه-و-الجمال



راجب روغن سیاه دانه چه میدانید؟؟؟

درخواست حذف اطلاعات

روغن سياه دانه از دانه های این گیاه پرخاصیت که با نام های گوناگونی مثل سياه تخمه، سنوخ سياه، شونیز، کمون هندی و… شناخته می شود، بدست می آید. این دانه که طعم تلخی دارد، بومی نواحی جنوب غربی آسیا ادامه مطلب...




منبع : http://drwound.ParsiBlog.com/Posts/262/راجب روغن سياه دانه چه ميدانيد؟؟؟/



حکایت روزگار ما

درخواست حذف اطلاعات

فردی به مراجعه کرده بود، در حین معاینه، یک نفر بازرس از راه میرسه و از میخواهد که مدارک نظام پزشکی اش را ارائه دهد . بازرس را به کناری میکشد و پولی دست بازرس میذاره و ميگه : من واقعی نیستم !شما این پول رو بگیر بی خیال شو !بازرس که پولو میگیره از در خارج میشه!مریض یقه ی بازرس رو میگیره و اعتراض میکنه!بازرس ميگه منم بازرس واقعی نیستم و فقط برای اخاذی اومده بودم ولی توی مریض میتونی از قلابی شکایت کنی !!مریض لبخند تلخی میزنه و ميگه : اتفاقأ من هم مریض ... بیشتر ...




منبع : http://amour8498.persianblog.ir/post/1211



دل های ایرانیان زائر شمس الشموس/ شهر خورشید سیاه پوش شد

درخواست حذف اطلاعات

مشهد - امشب شهر خورشید سياه پوش است به هر کوچه و خیابانی که می روی حکايت از این سوگ دارد. تمام شهر، غمِ یا رضا(ع) را سر می دهند و هر به نحوی تسلیت خود را به عرض می کند.




منبع : https://mehrnews.com/news/4148065/دل-های-ایرانیان-زائر-شمس-الشموس-شهر-خورشید-سیاه-پوش-شد



دل های ایرانیان زائر شمس الشموس/ شهر خورشید سیاه پوش شد

درخواست حذف اطلاعات

مشهد - امشب شهر خورشید سياه پوش است به هر کوچه و خیابانی که می روی حکايت از این سوگ دارد. تمام شهر، غمِ یا رضا(ع) را سر می دهند و هر به نحوی تسلیت خود را به ش عرض می کند.




منبع : https://mehrnews.com/news/4148065/دل-های-ایرانیان-زائر-شمس-الشموس-شهر-خورشید-سیاه-پوش-شد



حکایت آب در لانه مورچه

درخواست حذف اطلاعات

حکايت آب در لانه مورچه ادامه مطلب...




منبع : http://cinemayan.ParsiBlog.com/Posts/415/حکايت آب در لانه مورچه/



حکایت«بی توجهی شاها به ش»

درخواست حذف اطلاعات

مجموعه: شهر حکايت حکايت های مثنوی معنوی یکی از شاهان پیشین، در نگهداری کشور سستی می کرد و بر یان سخت می گرفت و آنان را در تنگدستی رها می کرد تا اینکه دشمن قوی و ظغیانگری به آن کشور حمله کرد. شاه به دست و پا افتاد و یان خود را به جلوگیری از دشمن فرا خواند، ولی آنها پشت د و از اطاعت فرمان شاه خارج شدند: چو دارند گنج از ی دریغ دریغ آیدش دست بردن به تیغیکی از آن یان که نافرمانی از شاه نموده بود، با من سابقه دوستی داشت. او را سرزنش کرده و گفتم: (از فرومای ... بیشتر ...




منبع : http://jomelatetalaii.ParsiBlog.com/Posts/6496/حکايت«بي توجهي شاها به سپاهش»/



آشنایی با جعبه سیاه هواپیما

درخواست حذف اطلاعات

اولین مورد که شاید هرگز نمی دانستید این است که جعبه سياه هواپیما نه جعبه است نه سياه! درواقع جعبه سياه یک سیلندر نصب شده بر روی دو قطعه ف ی بزرگ است بیشتر به نظر می رسد یک کمپ هوا باشد تا یک دستگاه ضبط. رنگ جعبه سياه نارنجی است به این دلیل که بتوانند آن را در لاشه های سوخته و دود و سياهی راحتتر پیدا کنند.درواقع اصطلاح جعبه سياه نامی است که رسانه ها از آن استفاده می کنند و مورد توجه آن هاست. اما بسیار از مردم نمی دانند که این نام با ماهیت واقعی این ... بیشتر ...




منبع : http://dars2.ParsiBlog.com/Posts/312/آشنايي با جعبه سياه هواپيما/



جعبه سیاه در چه وسایلی استفاده می شود؟

درخواست حذف اطلاعات

اولین مورد که شاید هرگز نمی دانستید این است که جعبه سياه هواپیما نه جعبه است نه سياه! درواقع جعبه سياه یک سیلندر نصب شده بر روی دو قطعه ف ی بزرگ است بیشتر به نظر می رسد یک کمپ هوا باشد تا یک دستگاه ضبط. رنگ جعبه سياه نارنجی است به این دلیل که بتوانند آن را در لاشه های سوخته و دود و سياهی راحتتر پیدا کنند.درواقع اصطلاح جعبه سياه نامی است که رسانه ها از آن استفاده می کنند و مورد توجه آن هاست. اما بسیار از مردم نمی دانند که این نام با ماهیت واقعی این ... بیشتر ...




منبع : http://yarab.ParsiBlog.com/Posts/1287/جعبه سياه در چه وسايلي استفاده مي شود؟/



حکایت «نیش مار و زنبور»

درخواست حذف اطلاعات

مجموعه: شهر حکايت حکايت های آموزنده روزی زنبور و مار با هم بحثشان شد. مار گفت: «انسان ها از ترس ظاهر خوفناک من می میرند نه به خاطر نیش زدنم.»اما زنبور قبول نکرد. مار برای اثبات حرفش با زنبور قراری گذاشت. آنها رفتند و رفتند تا رسیدند به چوپانی که در کنار درختی خو ده بود. مار رو به زنبور کرد و گفت: «من او را می گزم و مخفی می شوم و تو در بالای سرش سر و صدا ایجاد کن و خود نمایی کن.»مار نیش زد و زنبور شروع به پرواز در بالای سر چوپان کرد. چوپان فورا از خواب ... بیشتر ...




منبع : http://jomelatetalaii.ParsiBlog.com/Posts/4892/حکايت «نيش مار و زنبور»/



آهی که من هستی ظالمی را خا تر کرد

درخواست حذف اطلاعات

مجموعه: شهر حکايت حکايت های مثنوی در زمانهای قدیم، حاکم ظالمی بود که هیزم کارگرهای فقیر را به بهای اندک می ید و آن را به قیمت زیاد به ثروتمندان می فروخت. صاحبدلی (یکی از اهل باطن) از نزدیک او عبور کرد و به او گفت:ماری تو که کرا ببینی بزنی یا بوم که هر کجت نشینی نکنی زورت از پیش می رود با ما با خداوند غیب دان نرودزورمندی مکن بر اهل زمین تا دعایی بر آسمان برود حاکم ظالم از نصیحت آن صاحبدل، رنجیده خاطر شد و چهره در هم کشید و به او بی اعتنایی کرد، تا ا ... بیشتر ...




منبع : http://jomelatetalaii.ParsiBlog.com/Posts/6135/آهي که خرمن هستي ظالمي را خاکستر کرد/



جعبه سیاه چیست و چه کاربردی دارد؟

درخواست حذف اطلاعات

اولین مورد که شاید هرگز نمی دانستید این است که جعبه سياه هواپیما نه جعبه است نه سياه! درواقع جعبه سياه یک سیلندر نصب شده بر روی دو قطعه ف ی بزرگ است بیشتر به نظر می رسد یک کمپ هوا باشد تا یک دستگاه ضبط. رنگ جعبه سياه نارنجی است به این دلیل که بتوانند آن را در لاشه های سوخته و دود و سياهی راحتتر پیدا کنند.درواقع اصطلاح جعبه سياه نامی است که رسانه ها از آن استفاده می کنند و مورد توجه آن هاست. اما بسیار از مردم نمی دانند که این نام با ماهیت واقعی این ... بیشتر ...




منبع : http://mod1.ParsiBlog.com/Posts/767/جعبه سياه چيست و چه کاربردي دارد؟/



جوک خانه و جملات و ماجراهای کوت ...

درخواست حذف اطلاعات

کره الاغ از باباش میپرسه بابایی الاغ ها هم میتونن زن بگیرن؟ باباش ميگه آره اتفاقا فقط الاغا زن می گیرن - قلمراد دنبال جا پارک میگشته پیدا نمیکرده ميگه خدایا من اگه جای پارک پیدا کنم ديگه خون میشم . یهو یه جا پارک پیدا میکنه ميگه خدایا نمیخواد پیدا کنی خودم پیدا !!!!!!!!! زن باهوش + مرد باهوش= عشقزن احمق +مرد باهوش =س زن باهوش+ مرد احمق= ازدواجزن احمق+ مرد احمق = حاملگی میگن یه روز یه اصفهانیه کنار یه پوست موز نشسته بوده ازش میپرسن چرا اینجا نشستی ؟ می ... بیشتر ...




منبع : http://asdwsad12.ParsiBlog.com/Posts/10/جوک خانه و جملات و ماجراهاي کوت .../



من سیاه پوستم دسترسی مجاز

درخواست حذف اطلاعات

رایگان کامل من سياه پوستم دسترسی مجاز 1398 اثری از رفیع پیتز, من سياه پوستم دسترسی مجاز با کم حجم کیفیت بالا عالی , من سياه پوستم دسترسی مجازسینمایی ایرانی جدید بدون تگ آرم تبلیغاتی نیاز به ید اشتراک ویژه دسترسی مجاز ادامه مطلب...




منبع : http://instadownload.ParsiBlog.com/Posts/756/دانلود فيلم من سياه پوستم دسترسي مجاز/



فواید شگفت اور موز سیاه

درخواست حذف اطلاعات

محققان دریافته اند لکه های سياه روی موز های رسیده حاوی فاکتور نکروز تومور هستند که یکی از مهم ترین پروتئین هایی است که با رشد سلول های سرطانی مبارزه می کند. به گزارش : موز علاوه بر خوشمزه بودن فواید سلامتی زیادی دارد مخصوصا موزهای سياه شده. ادامه مطلب...




منبع : http://drwound.ParsiBlog.com/Posts/211/فوايد شگفت اور موز سياه/



متن (2) از : رمان \ ساعت دیواری میگه ... ! \

درخواست حذف اطلاعات

رمان ساعت دیواری ميگه ... ! نوشته ی : منیژه شهر ============مسافرم ...اما هیچ مقصدی ندارم !وقتی تو نباشیجاده هافقط ادامه دارند ... !!! ص 796




منبع : http://afarinesh19.ParsiBlog.com/Posts/546/متن (2) از : رمان ساعت ديواري ميگه ... ! /



حکایت «شغال در خُمّ رنگ»

درخواست حذف اطلاعات

مجموعه: شهر حکايتحکايت های مثنوی معنوی شغالی به درونِ خم رنگ آمیزی رفت و بعد از ساعتی بیرون آمد, رنگش عوض شده بود. وقتی آفتاب به او می ت د رنگها می درخشید و رنگارنگ می شد. سبز و سرخ و آبی و زرد و. .. شغال مغرور شد و گفت من طاووس بهشتی ام, پیش شغالان رفت. و مغرورانه ایستاد. شغالان پرسیدند, چه شده که مغرور و شادکام هستی؟ غرورداری و از ما دوری می کنی؟ این تکبّر و غرور برای چیست؟ یکی از شغالان گفت: ای شغالک آیا مکر و حیله ای در کار داری؟ یا واقعاً پاک و زی ... بیشتر ...




منبع : http://jomelatetalaii.ParsiBlog.com/Posts/4938/حکايت «شغال در خُمّ رنگ»/



خون بها

درخواست حذف اطلاعات

سلامبه اتاقش پناه می گیرم روی تختش می نشینم و به شوفاژ به واسطه ی بالشش تکیه می دهم یه ح گرم و معتدلی هست حال درستی ندارم، داره چت میکنه باهام یا میکنم باهاش دم دم های دعواست . . میپرسم چطوری دلت میاد باهام سکوت کنی؟ ميگه با یکی حرف زده ميگه حرف که می زنه منو یادش میره . . ديگه دعوایی نیست فقط بارونِ اشک روی صفحه ی گوشی. حال تب و لرزه ایه. صاحب پناهم میرسه با پرتقالِ خونیِ معهودپیشونی عرق کرده و چشم خونی و بارون و گوشی و اوضاع رو که می بینه مثل همیش ... بیشتر ...




منبع : http://masoumzizi.ParsiBlog.com/Posts/86/خون بها/



دوشنبه یا چهارشنبه

درخواست حذف اطلاعات

نوشتن این شاید برام سخت باشهامروز برای اولین بار روزا رو قاطی داشتم جزده ام رو مرتب می که هرچی ناقصه از دوستم بگیرممامانم اومده ميگه ناهار بذارم زبریگفتم میرم گفت امروز چهارشنبه استگفتم بذار ببینم چی به چیه، فعلا برو هرکی شاید این متن و بخونه ميگه دختره خولهمهم نیستمهم اینه که برای هر ی ممکنه این اتفاق بیفته روزا رو قاطی کنهبه خصوص اگر روش فشار باشهفشار درسفشار یه ادم مریض اگر مامانم اینارو بخونه میدونی اولین واکنشش چیهاین که ميگه الان پا ... بیشتر ...




منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/781/دوشنبه يا چهارشنبه/



حیف هنوز با خداشون کنار نیومدم و گر نه پرست خوبی می شدم

درخواست حذف اطلاعات

تمامی گذرگاه ها بسته سياه خا تری نزذیک می شوند هیاهو دود سياه خا تری می اید با یک چشم بر فراز دود منقل ها می ایند سراسر سياه با صدای نقاره دهل سنج نقاره دهل سنج می گذرند می گذرد با بیست وچهار پره سياه در دو طرف و تمامی گذرگاه را در بر می گیرد می گذرد می گذرند چشمانشان از حدقه بیرون ضرب دستانشان بر ها و بر گرده هاشان خون جاریست می گذرند می گذرد و انچه بر راه می ماند خون قربانی و جای پای بر دو طرف گذرگاه سياه خا تری




منبع : http://topol.ParsiBlog.com/Posts/19/حيف هنوز با خداشون كنار نيومدم و گر نه شيطان پرست خوبي مي شدم/



ملانصردین

درخواست حذف اطلاعات

هر از زن خود ناراضی ملا در بالای منبر گفت : هر از زن خود ناراضی است بلند شود .ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضی هستی؟آن مرد گفت : نه ...ولی زنم دست و پامو ش ته نمی تونم بلند شم. به آن می گوید: ای کلک لباس ورزشی پوشیدی تا نشناسمت وظیفه و تکلیف روزی ملانصرالدین بدون دعوت رفت به مجلس جشنی. یکی گفت: "جناب ملا! شما که دعوت نداشتی چرا آمدی؟" ملانصرالدین جواب داد: "اگر صاحب خانه تکلیف خودش را نمی داند.من وظیفه ی خودم را می دانم و هیچ وقت از آن غافل نمی شوم"مل ... بیشتر ...




منبع : http://hojjat7261.ParsiBlog.com/Posts/1/ملانصردين/