تیتر یاب جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

:-)

آخرین مطالب و اخبار وبسایت :-) به صورت خودکار از سایت :-) دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



یکیم نداریم...

درخواست حذف اطلاعات
یکیم نداریم برامون بخونه:"گاه لیلا، گاه مجنون می کند گرگ و میش چشم آهویت مرا"اونم شانس من بود"چشمات کوچیکه"



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/08/26/یکیم-نداریم




انصراف از تحصیل

درخواست حذف اطلاعات
از همین دیشب حالم خیلی گرفته س هی دارم با خودم میگم ارزش داره آیا واقعا ارزش داره تو رشته ای که هیچ علاقه ای بهش ندارم و هیچ آینده ای رو نمیتونم برا خودم متصور بشم این همه استرس رو تحمل کنم اینهمه کارایی رو انجام بدم که واقعا هیچ علاقه ای بهشون ندارم....داشتم به این فکر می که خب طبق آیین نامه ک نمیشه دگ الان تغییر رشته داد مگر اینکه واقعا لطف کنن و کارنامه سبز نجاتم بده اگه نه که میخوام انصراف بدم و دوباره کنکور بدم برای رشته ای که این همه سال از یادم نرفت و هنوزم برام رویاست... البته هنوز به مامانم نگفتم میخوام یه تصمیم محکم بگیرم خیلی زود میدونم همه جلوم وایمیسن میدونم مخالفت میکنن اما من دگ چاره ای ندارم برا خوب شدن حالم حداقل این یکی رو که میشه عوض کرد تا ح خوب شه نه؟



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/08/29/انصراف-از-تحصیل




آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست

درخواست حذف اطلاعات
حقیقتش اینه که فکر می بالا ه روزایی میان که دوستای خیلی زیادی پیدا میکنم که پایه هرجور سفر و گردشی هستن کلا آدمای باحالی باشن و این حرفا اما من هر روز دارم تنهاتر میشم از هرنظر برا همینه که دیگه نمیتونم رو این خواسته س وش بذارم ک شاید اگر ازدواج کنم سفر برام راحت میشه همدل پیدا میکنم خیلی همیشه به این فکر میکنم که ازدواج از اینم که هستم محدودتر م میکنه نمیدونم...ولی تو موقعیت فعلی که از همه دنیا دورم حتی مادرم....فک میکنم حتما تنها راه نجات همینه... و شایدم نباشه



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/08/19/آنکه-بی-باده-کند-جان-مرا-مست-کجاست




بی پولی

درخواست حذف اطلاعات
به نظرتون یه ادم چقدر میتونه خیال پرداز و رویایی باشه؟اونقدر که فقط سی تومن تو حسابش پول باشه ولی بره سایتو نگا کنه ببینه تئاتر تا کی وقت داره از غیب قراره پول برسه احیانا؟



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/08/21/بی-پولی




دوست خوب❤

درخواست حذف اطلاعات
بعد از مدتها پیشنهاد داد که بریم بیرون منم هم حوصله م سررفته بود و اصلا خودمم دوست داشتم برم بیرون اما هیچکی رو پیدا نمی قرارمون شد امروز صبح خواب موندم و کلاس نرفتم اصلا همین موندن تو خونه همیشه عامل دعواست باورتون نمیشه من با ترس و لرز لاک میزنم از ترس جیغ و دادای مامانم شروع کرده امروز روز عزیزه گناه داره و این حرفا...خلاصه خیلی اعصابم خورد شد نمیتونم توصیف کنم و تک به تک جمله ها رو بگم حوصله نداشتم دیگه همیشه قبل بیرون رفتن من یه ادایی میده مامانم علتشم نمیدونم واقعا خلاصش این بود که چون بابات مرده همه دارن نگامون میکنن که تو چطور میری بیرون و میگن حتما مامانش بعد باباش نتونست کنترلشون کنه به هرحال حالمو گرفت دیگه نمیخواستم بیرون بیام اما زشت بود کنسل کنم پکر بودم تو خودم بودم... تا اینکه ماهی گلی رو دیدم از همون اول شروع کرد به خندیدن به خاطر بوس سومخلاصه که چند ساعت که باهم بودیم اینقدر خندیدیم که یادم رفت دعوام شده و حداقل چند ساعت خندیدم و از صدای خنده خودم تعجب واقعا احساس می یادم رفته دیگه چطور باید بخندم خلاصه به این نتیجه رسیدم که تنها چیزی که میتونه خوشحالم کنه این روزا رفتن بیرون ع گرفتن و ع گرفته شدن و این حرفاس اصلا یه مدته تو ذهنمه برم سمت عکاسی و البته خیلی باید پول پس انداز کنم شایدم دوستای جدید عکاس پیدا ولی میترسم میترسم با رفتن سراغش علاقم نابود شه چون وقتی یه کاری رو حرفه ای انجام بدی عیبا برات بزرگ میشن و دیگه نمیتونی زیبا ببینی الات این ع ای بدون کادر و بی هیچ هنر و فنی حالمو خوب میکنه چون حداقل وادارم میکنه بخندم حداقل با این دو دوستم بودنی ک اینطوریه(سه تفنگدار بودیم قبلا)... اینه که اینطوری



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/08/25/دوست-خوب❤




فوبیا یا حال ناخوش احوال یا نمیدونم

درخواست حذف اطلاعات
من از همون بچگیم از بحث کوچیک پدر و مادرم ناراحت میشدم یا ته دلم نمیدونم چه اتفاقی میفتاد ترس؟ناراحتی؟نمیدونم نمیدونم بقیه چطورین ولی من انگار هربار از گوشه امنم میکشیدن بیرون انگار امنیتتو ازت میگیرن خب میدونی ینی چی؟الان که هر روز و هر روزم پر از ناامنیه پر از ترسه ترس از عصبانیت خواهرم و کوبیدن کابینتا به هم ترس از جیغ و داد مادرم ترس از عصبانی شدن ترس از نگاه تمس آمیز مریضا وقتی میبینن مبتدی هستی هیچ گوشه امنی ندارم تو زندگیم هیچ آرامشی ندارم...هیچ کجای زندگیم بعضی وقتا ع میگرفتم و میذاشتم یه گوشه اینستا و یکم با ع ایی که قشنگتر از خودمن حال می ولی همینم میشد مایه تلخ گوشتی و .... گاهیم اگه پولی دستم بیاد ید میکنم و فقط اینه ک برام آرامش میده اونم مقطعی! انگار هیچ اعوش بازی برام نیست انگار هیچ حرفی نمیتونه آرومم کنه انگار کن که هیچ رفیقی نداشته باشی انگار کن که هیچ علاقه ای نداشته باشی من همینقدر تنها و پر از تشویشم ...همینقدر...



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/08/11/فوبیا-یا-حال-ناخوش-احوال-یا-نمیدونم




هر خونه ای یه قصه داره و هر ی فکر میکنه قصه خودش مهمتره

درخواست حذف اطلاعات
از صبح درگیر این بودم که ملت منو چه آدم خوشبختی تصور میکنن!فقط چون رفتم مسافرت و جاهایی رو دیدم که اونا نمیشناختن و کی فهمید فرار از درد و غم بود نه خوشگذرونی دست کم وقت نمی به مسائل پیرامونم فکر کنم و هی غصه دار شم میدونی هی بخوای اوصاع بهتر شه ولی بدتر شه ینی چی؟میدونی هی قوز بالا قوز شدن قضیه یعنی چی ؟ ی نمیدونه من چ عذابی میکشم و نمیتونمم به ی بگم واقعا خسته م کاش بابا بود اگه بود هیشکدوم این اتفاقا نمیفتاد



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/06/12/هر-خونه-ای-یه-قصه-داره-و-هر-کسی-فکر-میکنه-قصه-خودش-مهمتره




تابوهای جنسیتی

درخواست حذف اطلاعات
خب میدونین هر چیزی احتمالا برا یک دختر تابو محسوب میشه میدونین وقتی تا به حال پاییز جنگل نرفته باشین طبیعت ندیده باشین شهرتون پارک قشنگی نداشته باشه که از دیدن برگهای پاییزی روی زمین سرخوش بشین و پاییزو با قشنگیاش ببینین میدونین اینکه آ ین ترمی باشه ک یکم میتونین فری باشین و بگردین و حق غیبت داشته باشین ینی چی؟و ....و...و...دختر باشین که مادرتون بگه از کجا به این تور اعتماد کنیم و تو محروم بشی از این طبیعت زیبا خوب چون فقط دختری! و میدونین علت اینکه مادرم باهام نمیاد چیه؟مردم میگن سال شوهرش نشده رفت گردش میفهمین منو؟من تو جایی زندگی میکنیم ک ملاک خوش بودن و بد بودن حرف مردمه!بخت و اقبال منو همین دو جمله بافته در و همسایه چی میگن مردم چی میگن هم خودشو رتج میده اینقد تو خودشه هم به جای اینکه یه کاری کنه ک من آ ین شادیامو تو سو نیم سال باقی مونده تجربه کنم فکر حرف مردمه اهمیت من بیشتره یا اونا؟قطعا اونا! *غمگینم خیلی غمگین... ***کاش پسر بودم



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/07/19/تابوهای-جنسیتی




این روزها

درخواست حذف اطلاعات
این روزا خیلی بیمارستانم برا پر لاگ بوک خیلی زمان میبره پیدا کیسها مثلا امروز دو ساعت تو شهید مدنی الاف بودم آ یه کراکل کورس پیدا ن یه ادم ریه پیدا نشد بعضی روزا از فرط خستگی و نایافتنی بودن کیسها دوست دارم به زندگی پایان بدم فقط! *ازدواج کردی دخترم؟فقط لبخند تحویل میدم این روزااز شما چه پنهون اگه واقعا در حال حاضر یک رزیدنت پیدا بشه بابت منافع معنوی آموزش پزشکی هم که شده میگم بلهوالا به خدا مُردم از بس گشتم و پیدا ن و منت رزیدنت و اینترن کشیدم و آ ش هیچی **رونکای هم همینطور!چرا پیدا نمیشه؟ ***وای وای آ آدر ماه ک امتحانمونه و من هیچ معاینه قلبی و ارتوپدی بلد نیستم ینی مون یاد نداد ولی امتحان میگیرندارم خفه میشم از استرس



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/07/27/این-روزها




لحظه ها پشت سر هم میروند...

درخواست حذف اطلاعات
یادمه ترم۲ بودم بابام منو ها از خونمون میاورد تا خوابگاه هایی که میگفتم بابا یکم دیرتر بریم بابا یکمم اینجا داخل محوطه رو بگردیم بابا شب دلتنگ میشم آخه....بابا... یه بارش بابا که داشت خ ظی میکرد اشکام سرازیر شد بابا بغلم کرد و تو گوشم گفت:هر طوری که شده میارمت تبریز بابا جون.... گفت و نشد و هی هر بارش سر خم کرد و گفت نشد بابا...نشد... الان اما ...



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/05/27/لحظه-ها-پشت-سر-هم-میروند




از وقتی که یادم میاد شانس نداشتم!

درخواست حذف اطلاعات
همیشه از مباحثی که فکرشم نمیکنم سوال میاد از مباحثی که من نخونده ام سوال میاد روزی که من نرم سر کلاس ح غ میشه هیچوقت دیده نمیشم هیچوقت ی دوستم نداره هیچوقت.... از وقتی یادم میاد اکثرا تو گروه بندیا بدترین گروه مال من بوده ولی تازمانی که ورودی و خودم بودم اوضاع بهتر بود اونجا حداقل آقای نماینده هوامونو داشت و الکی حصور میزد نه فقط برا من برای همه !یا مثلا گروه بندیا عادلانه تر بود از وقتی منتقل شدم به این به معنای واقعی افسرده شدم نه هیچ دوستی دارم ک بتونم باهاش صمیمی باشم نه هیچ آرامشی تو خونه ....بعد فوت بابا جو خونه خیلی عوص شده غ قابل تحمل شده!از طرفی من به خاطر اومدن به این یه ترم عقب افتادم و با کلاسی افتادم ک نماینده اش کاملا تبعیض امیز بومی و غ بومی و هم ورودی و غ هم ورودی رو جدا کرد این شد که من تو گروهی هستم ک م به جای مطالب عملی کاملا تئوری تدریس میکنه!!!خب این خود خود خود فاجعس و تازه از اون تئوریها میخواد امتحان بگیره اونم وقتی که ما تو فرجه امتحان غدد هستیم! اینکه همیشه یک عده فضول مثل همین امروز که نماینده کلاسمون مکالمات من با آمار رو گزارش کرده به نماینده گروهمون و من چاره ای نداشتم که با حرف بزنم من ازش خواستم ح غ نکنه چون از اونطرف نماینده گروه ده نفری ما کلاس عملی چشم گذاشته بود و من تعداد غ هام پر شده بود و باید به میگفتم ح ع نکنه ک نماینده گروه اومد نوشت که خیلی کار زشتیه میرین به میگین ما کلاس داریم خب شما بگین من چی کار می وقتی خطر این وجود داشت که حذف بشم؟؟؟ حالا یکی از همگروهیام با من هماهنگ شده بود با هم بریم ینی اگ اون زودتر میرسید اونم همین حرفا رو به میگفت ولی چون از قصای روزگار من زودتر رسیدم تازه کلی هم معطل ایشون شدم پول تاخیر ایشون رو من حساب با آژانس چی بگه تو گروه خوبه؟چن بار با تاکید گفته ک نینوچکا رفت گفت من کاری نداشتم در حالی که خودشم بعدش رفت گفت...و اینگونه همه کاسه کوزه ها سر من ش ت! از اونطرفم نمیدونم کی در مورد سمیو نطریمون م.خ .ب چی گفته تو کدوم شبکه مجازی که تصمیم گرفته با ما لج کنه و اون بیست روز تعطیلی شهریورمون رو هم ازمون بگیره و فرجه غددمون هم که همینطوری با امتحان تئوری سمیو عملی به فنا بود با تصمیمات ایشون بیشتر به فنا رفت و اینکه خدایا من چه هیزم تری بهت فروختم چی کار باهات که هیچ آرزویی رو برآورده نمیکنی در حالی که همه اینها با یه نطر تو حل میشه!



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/05/21/از-وقتی-که-یادم-میاد-شانس-نداشتم




از همه چی دیگه حالم بهم میخوره

درخواست حذف اطلاعات
ما تو تابستون تعطیلی نداشتیم ما دانشجوهای پزشکی بدبخت نه که ترم تابستون برداشته باشیم همیشه تعطیلاتمون ۲۰ روز تو شهریور هس ک ظاهرا میخوان اونم ازمون بگیرن عایا ما رباتیم؟ نیاز به مسافرت و استراحت نداریم؟
پ.ن:وقتی که کلافه و خسته ای هیچ چیز لازم نداری به جز یک نفر که آرام بیاید کنارت بایستد و یکی از این جمله ها را در گوشت بگوید :
خی راحت! من ردیفش می کنم... تو نگران نباش! اون با من... خودتو ناراحت نکن! من حلش می کنم... بسپرش به من حتی اگر بعد از اینکه این را گفت برود پی کار خودش و کلا تو و مشکلت را فراموش کند ... حتی اگر قدرتش را نداشته باشد که ردیفش کند... حتی نتواند حلش کند... فقط آن لحظه ی کوفتی کنارمان باشد و یکی از این جمله ها را بگوید ... همین!... فقط بگوید...
#فاطمه_شاهبگلو
که طبق معمول من اصلا چشمنواز هم نیستم برا ی که بیاد و این حرفا رو هم بگه مرسی اه



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/05/21/از-همه-چی-دیگه-حالم-بهم-میخوره




از وقتی که یادم میاد شانس نداشتم!

درخواست حذف اطلاعات
همیشه از مباحثی که فکرشم نمیکنم سوال میاد از مباحثی که من نخونده ام سوال میاد روزی که من نرم سر کلاس ح غ میشه هیچوقت دیده نمیشم هیچوقت ی دوستم نداره هیچوقت.... از وقتی یادم میاد اکثرا تو گروه بندیا بدترین گروه مال من بوده ولی تازمانی که ورودی و خودم بودم اوضاع بهتر بود اونجا حداقل آقای نماینده هوامونو داشت و الکی حصور میزد نه فقط برا من برای همه !یا مثلا گروه بندیا عادلانه تر بود از وقتی منتقل شدم به این به معنای واقعی افسرده شدم نه هیچ دوستی دارم ک بتونم باهاش صمیمی باشم نه هیچ آرامشی تو خونه ....بعد فوت بابا جو خونه خیلی عوص شده غ قابل تحمل شده!از طرفی من به خاطر اومدن به این یه ترم عقب افتادم و با کلاسی افتادم ک نماینده اش کاملا تبعیض امیز بومی و غ بومی و هم ورودی و غ هم ورودی رو جدا کرد این شد که من تو گروهی هستم ک م به جای مطالب عملی کاملا تئوری تدریس میکنه!!!خب این خود خود خود فاجعس و تازه از اون تئوریها میخواد امتحان بگیره اونم وقتی که ما تو فرجه امتحان غدد هستیم! اینکه همیشه یک عده فضول...



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/05/21/از-وقتی-که-یادم-میاد-شانس-نداشتم




یکی باید باشد

درخواست حذف اطلاعات
یکی باید باشد. از آن آدم هایی که دلت بخواهد اولین خبر هیجان انگیز را به او بگویی، از آنهایی که همه چیز را با آب و تاب برایش تعریف کنی... بدون کم و ری، بدون خج زدگی و بدون پشیمانی. از آن آدم هایی که هیچوقت در کنارش احساس بدی بهت دست ندهد. ناراحت کارهایی که کردی و نکردی نباشی! کنارش همبرگرت را راحت بخوری و تمام صورتت را سسی کنی، او هم با خونسردی نگاهت کند و با لبخند گوشه لبت را پاک کند و باهم بخندید. از آن آدم هایی که صبح زود بیدار شود و با اینکه میداند خوابی، ح را بپرسد! همانی که به سرش میزند و تا راه های دور میبردت تا غروب خورشید را از زاویه بهتری ببینی و خودش تمام مدت حرفی نمیزند و آسمان را نگاه میند! یکی باید باشد که...گاهی که به خودم میایم فکر میکنم همین که ی باشد که ی باشد کافیست! ✍ #نرگس_رامش



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/05/15/یکی-باید-باشد




فقط ۱۰ روز

درخواست حذف اطلاعات
من فقط ۱۰ روز هر روز کیک برا خودم یدم چون گشنم میشد و الان دو کیلو اضافه شده به وزنمپس اونایی که هر روز از این کیک و شیرینیا می ن چرا چاق نمیشن؟



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/05/17/فقط-10-روز




مردها بی احساسند؟

درخواست حذف اطلاعات
نمیدونم شاید آره شایدم نه ولی مردی که تو هشت ماهی ک با همسرش ازدواج کرده یک بار هم به او نگفته که دوستش داره حالا شعر و اینا رو بذارین کنار فقط حتی یکبار این جمله خشک و خالی رو هم نگفته و خود مرد میگه به نظرش کار بیهوده و مس ه ایه!و تا خانومش گریه نکنه هیچ کاری انجام نمیده مصداق بارز یک مرد بی احساس هست لطفا اینطوری نباشین! *وقتی یک پسر بچه رو از بچگی تا میخواد گریه کنه احساسشو سرکوب کنین !مرد که گریه نمیکنه نتیجه اش مردهای قدرت طلب و زورگویی هستن که هیچ احساسی ندارن و فقط یک غریزه ن همین! **حسن فتحی از آدمای نازنین روزگاره کمتر کارگردان و نویسنده جنس "مدکر"پیدا میشه که اینقدر طریف تو کارهاش به مردسالاری اشاره ه و کمتر مردی مثل فرهاد فیلم شهرزاد هس که یه جایی تسلیم میشه در مقابل اتهام مردسالاری!ببینید قسمت ششم رو...



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/05/14/مردها-بی-احساسند




دیروز که روز دختر بود????

درخواست حذف اطلاعات
کاری با فلسفه اش ندارم!با خوشحالی عده ای و گلو جر دادن عده ای دیگر هم کاری ندارم!به کنه و اصل مطلب هم همینطور!اما خوب که بنشینیم فکر کنیم روز دختر که برای ما حق و حقوق نمیشود!ما از طبیعی ترین حقوق انسانی خود در این کشور محرومیم!خوب که بخواهیم فکر کنیم این ادا و اطوارها مثل قاقالی دادن به بچه و گول زدنش و حواسش را از اصل موضوع پرت است!بهتر نیست به جای نامگزاری روزی به نام روز دختر اندکی بیشتر قوانین را به نفع ن کنیم؟این همه نماینده زن چه گلی به سرمان زده اند تا حالا؟چطوری است که وج ن بدون اجازه همسر کانون خانواده را از هم میپاشد ولی توافق نداشتن مرد و زن برا وج مرد نه؟چطور دو دو تا چهارتا میکنید که به این نتیجه میرسید که م و تفاهم یعنی رضایت مرد و تمام؟ +ما مسائلی بسیار مهمتر از روز زن ،روز دختر،ورود ن به ورزشگاه ها،حجاب و...داریم که متاسفانه خود ن هم به این مسائل حاشیه ای بیشتر میپردازند! ++دشمن ترین ن بر ن خودشان هستند آنجا که میایند و میگویند حسادت و دشمنی مختص ن است و زیرآب زنی و رقابت کاری جز از ن بر نمی آید!آنجا که هم جنسان خود را میفروشند!آنجا که به این فکر نمیکنند که هر انسانی چه مرد و چه زن برای حفظ جایگاه اگر قدرت طلب باشد اگر پول دوست باشد اگر در طلب نان و مقام باشد حسادت میکند رقابت میکند و.... این وسط اما مردان که از انشان بد نمیگویند که همیشه دفاع هم میکنند! که ی که این صفات را مختص ن میداند یا زیرآب زنی مردان در محل کار را ندیده یا نمیخواهد بببیند! اینقدر با هم دشمن نباشیم خانوما!



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/05/04/دیروز-که-روز-دختر-بود????




تفسیرش با شما!

درخواست حذف اطلاعات
آخه نیس من الان روز قبل امتحانمه انواع تفکرات هجوم میاره به مغزم یکیشم اینه که اونایی که میگن دختر و زن فقط تو واژه نامه ایرانی وجود داره فرق مادام و مادمازل و mrs,miss,msرو میشه برامون بگن؟ حقیقت اینه که در اکثریت فرهنگها چه شرقی چه غربی........(خودتون جای خالی رو پر کنید تفسیرش با شما!) *msیعنی خانمی ک وضعیت تاهلش مشخص نیس اینو تازه یاد گرفتم



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/05/06/تفسیرش-با-شما




خوشیهای کوچک۲

درخواست حذف اطلاعات
مثلا خوشحالم که امروز یه شاخه گل هدیه گرفتم از عمو جان *خدایا شکرت بابت این هوا واسه بادی که الان صورتمو نوازش میکنه نگو پرخوابی من یه علتشم گرمی هوا بوده **هر چیز که در جستن آنی ،آنی! ***خدایا میشود من بگویم خدایا تو بگویی جان دلم؟ پ.ن:مثلا بهت بگن به قیافت میخوره دوم دبیرستان باشی



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/05/04/خوشیهای-کوچک2




خوشیهای کوچک

درخواست حذف اطلاعات
البته از حق نگذریم این کتابخونه مرکزی که از قصای روزگار خیلی هم دور هست اما تو قله قرار داره و باد صورتتو نوازش میکنه و با خنکی هوا کیف میکنی و شاد و شنگول میشی



منبع : http://nnchk.blog.ir/1396/05/03/خوشیهای-کوچک