تیتر یاب جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

دچــآر باید بود..

آخرین مطالب و اخبار وبسایت دچــآر باید بود.. به صورت خودکار از سایت دچــآر باید بود.. دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



آینه آلوده

درخواست حذف اطلاعات

گرسنگی کشیده باشی، و صفا یافته و آینه صافی کرده پیش دوستان بداری، خود را ببینند. اما آینه را آلوده، و زنگ بدو آورده، پیش روی دوست بداری تا چه شود؟
+مقالات شمس تبریزی | تصحیح محمدعلی موحد



منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/10/22/آینه-آلوده




اتفاق بد برای دیگرانه....(و پی نوشت مهم...)

درخواست حذف اطلاعات

شاید این سوال برایتان پیش آماده باشد که چرا افراد با وجود اینکه می دانند کشیدن سیگار (و وابسته بودن به هر عادت خطرناک دیگری) برای سلامتی شان مضر است باز به انجام این کارها ادامه می دهند؟ عموما هر بر این باور است که از دیگران سالم تر و طولانی تر زندگی خواهد کرد. این یک نگرش ذاتی انسان است. ما احتمال اینکه اتفاقات ناگوار برای دیگران بیفتد را بالاتر از احتمال اینکه همان حوادث برای خودمان بیفتد می دانیم. (مخصوصا در مورد بیماری های سخت درمانی چون سرطان و...) تصور کنید که شما با دوستتان در یک خودرو با صورت ۱۸۰ کیلومتر بر ساعت درحال حرکت هستید. وقتی که دوست شما پشت فرمان است، شما نگران تر خواهید بود تا اینکه خودتان پشت فرمان باشید. تحقیقات چایتی استارز در ساله ۱۹۶۹ نشان داد که ریسک پذیری انسان نسبت به چیزهایی که بر آنها کنترل دارد ۱۰۰۰ برابر بیشتر از چیزهائیست که کنترلی بر روی آن ندارد!
کیی.سی کول در کتاب جهان و فنجان چای ( k.c. cole/ universe and the tea cup) به این نکته اشاره می کند که ما معمولا به خطر های اتفاقی و شخصی ، بیشتر واکنش نشان می دهیم، تا به خطر هایی که در درازمدت احتمال بیشتری برای اتفاق افتادن دارند. او در کتابش مثال جالبی زده است. تصور کنید که سیگار هیچ ضرری برای بدن نداشته باشد، ولی در یک پاکت از هر هجده هزار پاکت یک سیگار وجود دارد که اگر روشن شود، منفجر شده و باعث از بین رفتن مغز فرد می شود. (همانطور که هر روز افرادی زیادی در خیابان و در اثر حوادث رانندگی ، مغزشان آسیب می بیند و به شکل دردناکی می میرند.) اگر این احتمال وجود داشت چه تعداد از افراد سیگاری باز هم به سیگار کشیدنشان ادامه می دادند؟ حقیقت این است که در دنیای واقعی هم روزانه همین تعداد افراد در اثر کشیدن سیگار از بین می روند. اثر مرگ بار کشیدن سیگار ِ سمی در فرضیه، فقط واضح تر شده است، ولی احتمالا تاثیرش در تصمیمات ما به مراتب بیشتر است. به همین دلیل ساده که خطر دیگر نزدیک و قابل لمس شده است.
پی نوشت: [ به نظر شخص من جدا از این مسائل، یک میلی هم به نمایشِ بی تفاوتی به خودویرانگری (تدریجی یا آنی) و اهمیت نداشتن مرگ و زندگی در نظر "من"، در بعضی از آدم ها وجود داره. کشیدن سیگار نمایشی شده ترین، کم هزینه ترین و سهل الوصول ترین نماد این خودت یبی و بی تفاوتی خیالیه. خیالی چون همونطور که در پایان رمان جزء از کل می بینیم..."در نهایت" هر ی برای چند لحظه زندگی بیشتر دست و پا می زند! ]



منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/10/07/اتفاق-بد-برای-دیگرانه-و-پی-نوشت-مهم




س وشی روی دیده ها و شنیده ها...

درخواست حذف اطلاعات

"مردم، همین طوری، بدون فکر، چیزهایی می گویند، بی هدف کلماتی را به زبان می آورند، و حتی به ذهن شان هم نمی رسد که باید به این فکر کنند که سخن شان ممکن است چه پیامد هایی در پی داشته باشد." این ها را ژوزه ساراماگو در کتاب ستایش مرگ می گوید. گاهی به اندازه یک فیلم طول می کشد تا معنای چند جمله را به درستی لمس کنی.
oldboy 2003 park chan-wook drama/mystery ‧ 2 hours 8.4/10imdb 80%rotten tomatoes


http://s8.picofile.com/file/8347620018/4a9bf6407cabc2434e31bd57a1fe60a7.jpg




منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/10/11/سرپوشی-روی-دیده-ها-و-شنیده-ها




منی که امروزم را هدر داده ام به چه حقی می توانم فردا را بخواهم؟

درخواست حذف اطلاعات

این شب که دلم می خواست بی هیچ ماجرایی بگذرد به نحو عجیبی بر من سنگینی می کند. زمان می گذرد و این روزی که دلم می خواست از مدت ها پیش به پایان رسیده باشد کم کم به آ می رسد. آدم هایی هستند که همه امیدشان، همه عشقشان و آ ین رمقشان به این روز بسته بوده. انی هستند که دارند می میرند و ان دیگری که برایشان مهلتی به پایان می رسد و آرزو می کنند که ای کاش فردا هرگز نیاید. ان دیگری هستند که فردا برایشان پشیمانی همراه می آورد. ان دیگری هستند که خسته اند و این شب هیچ نمی تواند آن قدر دراز باشد تا خستگی را از تنشان در بیاورد.

و من، منی که امروزم را هدر داده ام به چه حقی می توانم فردا را بخواهم؟
مون بزرگ | آلن فورنیه | مهدی سحابی | 296 ص



منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/10/12/منی-که-امروزم-را-هدر-داده-ام-به-چه-حقی-می-توانم-فردا-را-بخواهم




شرایط

درخواست حذف اطلاعات

دیشب سردرد و تب وحشتناکی داشتم. سرم گرم بود و چشم هام شبیه دهانه دوتا آتش فشان فعال شده بودن. مدام تب و کنار گذاشتن پتو و بعد لرز...مدام تب و کنار گذاشتن پتو و بعد لرز...مدام تب و کنار گذاشتن پتو و بعد لرز...ناپایداری اعصاب دکنیه. حتی برای تو که در حال خوندنشی. راه تنفسم هم بسته بود و این بهم حس خفگی بیشتری میداد.
از ساعت نه تو رخت خواب بودم و تا ساعت یک خوابم نبرده بود. نمی تونستم کاری م...مطلقا هیچ کاری. کاناپه قرمز رو گرفتم دستم و شروع به خوندن اما چیزی متوجه نمی شدم، بدون زجر و درد هم مطلقا نمیشد به صفحه گوشی نگاه کنم.
اولین بار بود که تصمیم گرفتم مسکن نخورم. اما ساعت یک دیگه طاقتم طاق شد. سر و گردن و پشتم درد می کرد و انگار هیچ استراحتی قرار نبود خوبشون کنه. فقط دلم می خواست خوابم ببره. یه مسکن خوردم و دوباره دراز کشیدم. احساس درد به تدریج فروکش می کنه. تو اون لحظات فقط به این فکر می که زندگی با رنج و درد کوچکترین بیماری ها هم ارزش زیستن رو از دست میده. این حرف ها برای یه آدم سالم، و به هنگام سلامتی، احتمالا رقت انگیز و کاملا مس ه به نظر می رسه.



منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/10/16/شرایط




خا تری ها

درخواست حذف اطلاعات

"فکر می کنم من تنها فیلم سازی هستم که در هیچ کدام از فیلم هایم شخصیت منفی ــ آن گونه که معمولاً مصطلح است و وجود دارد ــ نداشته ام؛ شخصیتی که من درباره اش قضاوت کرده باشم و او را غیرِدوست داشتنی جلوه داده باشم نداشته ام. به همین دلیل، رابطه ی من با شخصیت ها یم از پیش تعیین شده و از بالا و تحقیرآمیز نیست. اگر بود که باید ردِ این تحقیر در شخصیت پردازی ها دیده می شد و براساسِ نظر منْ شمای تماشاگر از بعضی شخصیت ها متنفر می بودید و از بعضی ها خوش تان می آمد. همیشه در همه ی کارهایی که کرده ام حسّم این بوده که با همه ی آن ها به یک اندازه هم دل هستم... فکر می کنم رفتارهای غیراخلاقی براساسِ متر و معیارهای اخلاقِ سنّتی و اخلاقِ عرفی ارزش سنجی می شوند، ولی این ها را باید در این روزگار به گونه ای دیگر دید، باید تعریفِ جدیدی از اخلاق برای بشرِ پیچیده ی امروز ارائه کرد..."
+اصغر فرهادی در گفت و گو با محسن آزرم



منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/10/17/خاکستری-ها




حق به جانب

درخواست حذف اطلاعات

کی گفته تو ش بیشتره؟! کی گفته تو از همه عاقل تری؟! این همه حقو، تو از کجا آوردی؟!
اونی که گفته زن و شوهرا بعد یه مدت میشن شبیه همدیگه، کور خونده!...


unruled paper 2002 n er taghvai drama ‧ 1h 50m

http://s9.picofile.com/file/8346869668/0c99d5f18af6c279720ec1725d4536b8_custom_2_.jpg



منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/10/20/حق-به-جانب




به هیچ نگاه می کنند...

درخواست حذف اطلاعات

نشسته اند و نگاه می کنند. هیچ نمی کنند.
بیست سی ساله اند. نشسته اند و نگاه می کنند.
به چه نگاه می کنند؟ به هیچ نگاه می کنند.
به چه گوش می دهند؟ به هیچ گوش می دهند.
حرف که می زنند و هیچ نمی کنند، از چه حرف می زنند؟ ملال طرحِ تنهایی بر چهره شان نشانده است
پیشانی شان بی چین دست هاشان لَخت همین ها چهره شان را سنگِ ن کرده است.
خبری هم نیست. اخبار دنیا تک و توک به آن ها می رسد. برسد هم گوش نمی کنند. گوش کنند هم هیچ نمی شنوند.
از آن اسبان و ان که با هم می چرند و گه گاه به رودخانه نگاه می کنند که گه گاه شیهه و ماغ می کشند هم کمترند.
از ِ بع بعی از مرغِ مگس که شهد گل شان می نوشد از آسیابی که آب شان می بخشد از انِ رهگذر که به درختان میوه شان می زند از ان رهگذر هم کمترند.
هی نشسته اند و نگاه می کنند. هیچ نمی کنند. دست ها هم از دست شان خسته اند.
و اینک، مرده اند. نشسته، مرده اند.


{ رافائل آلبرتی }




منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/10/05/به-هیچ-نگاه-می-کنند




اتفاق بد برای دیگرانه....(و پی نوشت مهم...)

درخواست حذف اطلاعات

شاید این سوال برایتان پیش آماده باشد که چرا افراد با وجود اینکه می دانند کشیدن سیگار (و وابسته بودن به هر عادت خطرناک دیگری) برای سلامتی شان مضر است باز به انجام این کارها ادامه می دهند؟ عموما هر بر این باور است که از دیگران سالم تر و طولانی تر زندگی خواهد کرد. این یک نگرش ذاتی انسان است. ما احتمال اینکه اتفاقات ناگوار برای دیگران بیفتد را بالاتر از احتمال اینکه همان حوادث برای خودمان بیفتد می دانیم. (مخصوصا در مورد بیماری های سخت درمانی چون سرطان و...) تصور کنید که شما با دوستتان در یک خودرو با صورت ۱۸۰ کیلومتر بر ساعت درحال حرکت هستید. وقتی که دوست شما پشت فرمان است، شما نگران تر خواهید بود تا اینکه خودتان پشت فرمان باشید. تحقیقات چایتی استارز در ساله ۱۹۶۹ نشان داد که ریسک پذیری انسان نسبت به چیزهایی که بر آنها کنترل دارد ۱۰۰۰ برابر بیشتر از چیزهائیست که کنترلی بر روی آن ندارد!
کیی.سی کول در کتاب جهان و فنجان چای ( k.c. cole/ universe and the tea cup) به این نکته اشاره می کند که ما معمولا به خطر های اتفاقی و شخصی ، بیشتر واکنش نشان می دهیم، تا به خطر هایی که در درازمدت احتمال بیشتری برای اتفاق افتادن دارند. او در کتابش مثال جالبی زده است. تصور کنید که سیگار هیچ ضرری برای بدن نداشته باشد، ولی در یک پاکت از هر هجده هزار پاکت یک سیگار وجود دارد که اگر روشن شود، منفجر شده و باعث از بین رفتن مغز فرد می شود. (همانطور که هر روز افرادی زیادی در خیابان و در اثر حوادث رانندگی ، مغزشان آسیب می بیند و به شکل دردناکی می میرند.) اگر این احتمال وجود داشت چه تعداد از افراد سیگاری باز هم به سیگار کشیدنشان ادامه می دادند؟ حقیقت این است که در دنیای واقعی هم روزانه همین تعداد افراد در اثر کشیدن سیگار از بین می روند. اثر مرگ بار کشیدن سیگار ِ سمی در فرضیه، فقط واضح تر شده است، ولی احتمالا تاثیرش در تصمیمات ما به مراتب بیشتر است. به همین دلیل ساده که خطر دیگر نزدیک و قابل لمس شده است.
+ [به نظر شخص من جدا از این مسائل، یک میلی هم به نمایشِ بی تفاوتی به خودویرانگری (تدریجی یا آنی) و اهمیت نداشتن مرگ و زندگی در نظر "من"، در بعضی از آدم ها وجود داره. کشیدن سیگار نمایشی شده ترین، کم هزینه ترین و سهل الوصول ترین نماد این خودت یبی و بی تفاوتی خیالیه. خیالی چون همونطور که در پایان رمان جزء از کل می بینیم..."در نهایت" هر ی برای چند لحظه زندگی بیشتر دست و پا می زند!]



منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/10/07/اتفاق-بد-برای-دیگرانه-و-پی-نوشت-مهم




رخ امید بر این در نمی ‏ چه می ‏ ...

درخواست حذف اطلاعات

زِ شیخِ شهر جان بُردم به تزویرِ مسلمانى...
مُدارا گر به این کافر نمی چه می ؟!
{ یغما جندقی }

+ملامت می کنندم کز چه برگشتى ز مژگانش...
هزیمت گر ز یک لشکر نمی ‏ چه می ‏ ؟



منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/10/09/رخ-امید-بر-این-در-نمی-‏کردم-چه-می-‏کردم




س وشی روی دیده ها و شنیده ها...

درخواست حذف اطلاعات

"مردم، همین طوری، بدون فکر، چیزهایی می گویند، بی هدف کلماتی را به زبان می آورند، و حتی به ذهن شان هم نمی رسد که باید به این فکر کنند که سخن شان ممکن است چه پیامد هایی در پی داشته باشد." این ها را ژوزه ساراماگو در کتاب ستایش مرگ می گوید. گاهی به اندازه یک فیلم طول می کشد تا معنای چند جمله را به درستی لمس کنی.
oldboy 2003 park chan-wook drama/mystery ‧ 2 hours 8.4/10imdb 80%rotten tomatoes


http://s8.picofile.com/file/8347620018/4a9bf6407cabc2434e31bd57a1fe60a7.jpg

+ فیلم (oldboy-2003) دومین قسمت از تریلوژیِ انتقامِ پارک چان ووک است.




منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/10/11/سرپوشی-روی-دیده-ها-و-شنیده-ها




منی که امروزم را هدر داده ام به چه حقی می توانم فردا را بخواهم؟

درخواست حذف اطلاعات

این شب که دلم می خواست بی هیچ ماجرایی بگذرد به نحو عجیبی بر من سنگینی می کند. زمان می گذرد و این روزی که دلم می خواست از مدت ها پیش به پایان رسیده باشد کم کم به آ می رسد. آدم هایی هستند که همه امیدشان، همه عشقشان و آ ین رمقشان به این روز بسته بوده. انی هستند که دارند می میرند و ان دیگری که برایشان مهلتی به پایان می رسد و آرزو می کنند که ای کاش فردا هرگز نیاید. ان دیگری هستند که فردا برایشان پشیمانی همراه می آورد. ان دیگری هستند که خسته اند و این شب هیچ نمی تواند آن قدر دراز باشد تا خستگی را از تنشان در بیاورد.

و من، منی که امروزم را هدر داده ام به چه حقی می توانم فردا را بخواهم؟

مون بزرگ | آلن فورنیه | مهدی سحابی | 296 ص



منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/10/12/منی-که-امروزم-را-هدر-داده-ام-به-چه-حقی-می-توانم-فردا-را-بخواهم




هرچند بسیار منصفانه است.

درخواست حذف اطلاعات

چقدر خواندن از سامرست موآم لذت بخش است. وسط حرف های جدی چنان طنزی چاشنی توصیف ها می کند که نمی توانم جلوی خودم را بگیرم از خنده. حیف که نمی شود لذت را قطعه قطعه کرد و گذاشت اینجا. یا هرجای دیگر.



منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/09/28/هرچند-بسیار-منصفانه-است




آیا قول وفاداری دائمی در ازدواج در عصر حاضر نشدنی و غیراخلاقی است؟

درخواست حذف اطلاعات

تیتر مطلب، عنوان یکی از شماره های خوب پاد ت پرگاره که توصیه می کنم مسئله اخلاقیش رو پیش از آغاز زندگی مشترک تون در نظر داشته باشید. فایل تصویری این پاد ت رو می تونید در یوتیوب تماشا کنید، فایل صوتیش رو هم داخل کانال میذارم و بعدا سرفرصت نظر خودمو راجع بهش می نویسم. اما مسئله خیلی مهمی که الان می خواستم بهش اشاره کنم اینه که فعلا داریوش کریمی شغل مورد علاقه من رو در اختیار داره. (دور از انصاف و جوانمردی بود اگه می گفتم غصب کرده)
یعنی به خاطر پژوهش و مطالعه و گپ زدن با آدم های مورد علاقه ت حقوق بگیری؟ هِی. مصبتو شکر. --------
از حسادت های معمول صنفی که بگذریم، داریوش کریمی میتونه یکی از مجری های مورد علاقه من باشه. باسواد، با دایره مطالعاتی بالا، حضور ذهن قوی و فعال در گفتگو. در اغلب اجراها و گفتگوهای تلویزیونی بود و نبود مجری اهمیتی نداره اما ایشون میتونه تا حدی به هر بحث چیز تازه ای اضافه کنه و به نظرم این گفتگو رو جذاب و شنیدنی تر می کنه. برنامه پرگار رو می تونید شب های از شبکه bbc تماشا کنید.
و اینکه فعلا سرخود ازدواج نکنید تا فایل رو بذارم.

related image



منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/09/29/آیا-قول-وفاداری-دایمی-در-ازدواج-در-عصر-حاضر-نشدنی-و-غیراخلاقی-است




توقع داشتن چیزی ناممکن از خویشتن و دیگری...

درخواست حذف اطلاعات

انی هستند که به طور جدی، عهد و پیمان دائمی در ازدواج یا مناسبات عاشقانه و روابط عاطفی را بنابر دلائلی امری ناشدنی و در نتیجه امری غیر اخلاقی می دانند . استدلال اصلی آنها این است که در تلقی رایج از ازدواج یعنی ازدواجی که بر مبنای یک رابطه پرشور عاشقانه شکل می گیرد، طرفین رابطه با یکدیگر عهد و پیمان می بندند که تا پایان عمر نسبت به هم متعهد و وفادار خواهند ماند و از یکدیگر مراقبت خواهند کرد. حال آنکه اخلاقا وقتی ما قول می دهیم باید قول به انجام کاری بدهیم که از عهده انجام آن برخواهیم آمد. آنها می گویند عشق، یک هیجان شدید و عاطفه پرشور و خارج از کنترل است که برای مدتی طرفین ارتباط را درگیر خود می کند و پس از چندی، دیر یا زود ممکن است دستخوش تغییر شود و رو به سردی و خاموشی گراید. همانطور که انسان ها در طول یک رابطه ممکن است دستخوش تغییر و تحول شوند. بنابراین به خاطر همین ساختار وحشی و کنترل ناپذیر عشق و همینطور غیرقابل پیش بینی بودن شکل شخصیت و عقاید و احساسات و خواسته های انسان، هیچ قولی نمی توان داد و هیچ عهد و پیمانی نمی توان بست مبنی بر اینکه رابطه عاشقانه طرفین تا پایان عمر برقرار و پایدار بماند. وقتی که ما متاثر از عاطفه پرشوری به نام عشق به دیگری قول می دهیم که تا پایان عمر با او خواهیم بود، اگر ارزیابی واقع بینانه ای از ذات و سرشت عشق و ظرفیت و امکانات روان شناختی خود داشته باشیم، در حقیقت به مصداق تکلیف مالایطاق، قول به انجام کاری داده ایم که فراتر از مقدورات انسانی ماست. این امر، توقع داشتن چیزی ناممکن از خویشتن و دیگری است و از همین رو، امری غیر اخلاقی به شمار می آید (به قول نیچه: از خویشتن چیزی ناممکن نخواهید!).




منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/10/01/توقع-داشتن-چیزی-ناممکن-از-خویشتن-و-دیگری




دست کشیدن موقت....

درخواست حذف اطلاعات

نمی تواند هنگام تحلیل مسائل از جنسیت، ارزش ها یا مذهب اش دست بکشد. هنگام دیدن یا فکر به موضوعات همه چیز را با فیلترهای مختلف شخصی خود آلوده کرده و این نتایج را کاملا تحت تاثیر قرار می دهد. او هنوز یاد نگرفته است که باید مسائل مهم را فارغ از نیازها و علائق و منافع خود و گروهش بررسی کند . این در سن و سال او خوب نیست.



منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/10/02/دست-کشیدن-موقت




اندکی خشم، قدری غرور، و بسیاری لجاجت و هیجان نمایشی..

درخواست حذف اطلاعات

گوشه ای از نامه ی سنت اگزوپری به آندره ژید که در مقدمه کتاب پرواز شبانه آورده شده است.

اما ضمناً چیزی را فهمیدم که همواره مرا خیره می ساخت... و آن این بود که چرا افلاطون (یا شاید ارسطو؟) شجاعت را در آ ین مرحله ی فضایل جا داده است. شجاعت مجموعه ی درهم جوشی از چند احساس است که چندان هم ستودنی نیستند. اندکی خشم، قدری غرور، و بسیاری لجاجت و هیجان نمایشی و بی ارزش قدرت نمایی. از این پس هرگز آدم واقعاً شجاعی را نخواهم ستود.



منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/10/04/اندکی-خشم،-قدری-غرور،-و-بسیاری-لجاجت-و-هیجان-نمایشی




اگه دوباره برمی گشتم ...

درخواست حذف اطلاعات

۱. با هر ی که کنارش نشسته بودم حرف می زدم.
۲. از فرصت همکلاسی بودن برای پیدا چند هم رشته ای آشنا و مورد اعتماد استفاده می .
۳. فعالیت پشت صحنه رو تو گروه تئاتر تجربه می .
۴. تو انتخابات یکی از کانون ها شرکت می .
۵. از سالن تربیت بدنی بیشتر استفاده می .
۶. جز کادر اجرایی یک همایش یا مراسم بودن رو امتحان می .
۷. سر کلاس ت نمی نشستم و با گوشی کار نمی .
۸. بیشتر کمک می خواستم.
۹. کار دانشجویی می .
۱۰. با آدم های بیشتری از رشته های دیگه دوست می شدم.
۱۱. برای معا و م گرفتن از های فهیم و فخیم بیشتر تلاش می .
۱۲. سعی بیشتری در ادب های بدکاره و شریر با روش های تارانتینویی و لانتیموسی می .
۱۳. در امتحانات بیشتر دغل کاری می .
۱۴. از اول و به شکل مرتب پیش روانشناس های می رفتم.
۱۵. کارآموزی ها رو جدی تر می گرفتم.
۱۶. از کتاب خونه به شکل بهتری استفاده می .
۱۷. تا حد امکان کتاب ها رو به زبان اصلی می خوندم.
۱۸. کتاب نو نمی یدم.
۱۹. کتاب درس های پاس شده رو آ ترم می فروختم.
۲۰. ی مکانیک نمی خوندم.
۲۱. بیشتر از درخت های محوطه نارنگی کنده و میل می . ۲۲. بیشتر از این ها همه چیز رو به مس ه می گرفتم.



منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/09/18/اگه-دوباره-برمی-گشتم-دانشگاه




قالب های کهنه

درخواست حذف اطلاعات

تو برای این رودخانه ی خشک شده دو ماهیِ قرمز آوردی تو برای این علفِ غمگین که میان دره و کوهستان بود نامی انتخاب کردی...
هر بار نگاهت می کنم، غم را در دلم مثل تاقه های پارچه روی هم می چینند
و هر بار بیشتر دوستت دارم، ماهی قرمزی در حوضِ قلبم می غلتد!
به من بگو چه طور می شود بهار را در قوطی های عطاری تازه نگه داشت؟

{ سید رسول پیره }



منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/09/20/قالب-های-کهنه




ته نشینی

درخواست حذف اطلاعات

پیش خودم فکر می کنم با خوندن یه کلمه (واقعا یه کلمه ی نمایانگر از میون یه نوشته مناسب) یا دیدن یه ع از هر آدم میتونم تقریبا همه چیز رو در موردش بفهمم.

عمق، غنا، حدود سواد، عقده ها، حسرت ها، رنج ها، مایه غم ها، فرم سلیقه، بیماری های روانی، مکانیزم های دفاعی، ترس ها، شکل شوخی ها و شوخ طبعی ها، خوشی ها، اگه آب باشه شنا ها، ویترین افتخارات، ویترین بی تفاوتی ها، روش به خیال خودش جلب نگاه ها و تحسین ها، انکارها، چیزهایی که نمی فهمه یا نمیتونه بفهمه، جوری که بزرگ شده یا نشده و.....

به شکل استعاری هم اگه بخوایم به ماجرا نگاه کنیم همونطور که تجربه ها باعث تغییر در شکل گفتار و نوشتار انسان میشه، هرچیزی که در زندگی به سرمون میاد هم در چهره و انداممون منع میشه. فقط باید خوندن بلد بود. خودسوالی این دوره اینه که واقعا اینجوریم یا فقط امیدوارم که باشم؟





منبع : http://dochar73.blog.ir/1397/09/22/ته-نشینی