تیتر یاب جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

خواهرانه !

مطلب با عنوان خواهرانه ! از وبسایتهای مرجع دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



خواهرانه !

درخواست حذف اطلاعات
میگه آبجی ؟ میگم جان ِ آبجی ؟ میگه تو چته ؟ همش از صبح حس می کنم می خوای یه چیزیو بگی ولی نمی گی. میگم نه چیزی نمی خوام بگم. میگه آبجی بگو. هیچی نمیگم. لحنشو عوض می کنه و میگه از اون تیریپ های ِ سینه ی من مدفن رازِ توعه و این حرفا. نگاش میکنم. می خندم. رسیدم به اون نقطه ای که با کوچیکترین انرژی ِ اکتیواسیونی به حرف میام. ولی بازم هیچی نمی گم. میگم بابا چیزی نیست که. میگه چرا آبجی. هست. تو دلم می گذره کاش یه کم بزرگ تر بودی دختر، چون خیلی چیزا هست که فقط باس به خواهر گفت شون تا سبک شی. کاش کنکور نداشتی دختر ... دستمو میگیرم سمتش. دستشو میاره جلو. از توی مُشتم، بادوم میندازم توی ِ دستش. میگم خی تخت. هیچی نیست.



اومده تو اتاق. و ه تو دروازه. میگه آبجی ؟ میگم هوم ؟ میگه نمی خوای درس بخونی ؟ میگم نه. میگه چرا ؟ میگم حالشو ندارم. میگه طبق اصول ِ روانشناسی یکی از راه حل های ِ پیدا ِ حال اینه که یکی جلوت درس بخونه، تا تو تمایل پیدا کنی به خوندن. میگم خب ؟ میگه بیام تو اتاقت درس بخونم ؟ میگم میخوای بیایی اینجا، بیا ! منتهاش من نمی خوام درس بخونم. میگه آبجی امتحانت کِیه ؟ میگم بیست و چهارم. میگه چی داری؟ میگم میکروب. میگه شب ِ بیست و سوم که داری می زنی تو سر ِ کتابت ، میام امشبت رو بهت یادآوری میکنم. می خندم. میگم بیا ! تو سرم می گذره آب از سر من گذشته بچه...



منبع : http://asimeh.blog.ir/post/212